تبليغاتX
کجایند مردان بی ادعا
روزی که از شهدا بی خبر شویم بی دردبی خیال به دور از اثر شویم
فرمانده قلب‌ها

فرمانده قلب‌ها
جنگ، نعمت بود، جنگ میدانی بود برای رشد استعداد و هویدا شدن چهره‌هایی که شاید تا سال‌ها به عظمت وجود آنان پی نمی‌بردیم. شاید اگر جنگ نبود، هرگز ما چهره‌های بارز انقلاب چون شهید همت و سایر سرداران سپاه اسلام راکه امروز در قلب میلیون‌ها بسیجی جای دارند و خاطره‌هایشان هنوز هم در دل همه زنده است، نمی‌شناختیم. اما جنگ واقع شد و ما به ارزش‌های انقلاب پی بردیم. حاج همت و حاج حسیه خرازی و زین‌الدین و صدها سردار دیگر را نشناختیم. با آنان زندگی کردیم و از ایشان دس گرفتیم. درس ایثار، درس شهامت، درس مقاومتدر مقابل ظلم و درس شهادت. آموختیم که هرگز نباید زیر بار زور رفت. آموختیم که برای دفاع از شرف و ناموس اسلام باید جنگید و مقاومت کرد. آموختیم که آزادی و رهایی از قید بندگی و اسارت را ارزان به دست نیاورده‌ایم و بنابراین ارزان هم نباید از دست بدهیم. آیا اگر این آزمایش الهی را در پیش نداشتیم، به این مهم پی می‌بردیم؟ اگر عدو سبب خیر نمی‌شد و جنگ بر ما تحمیل نمی‌گشت، امروز نمی‌توانستیم در باور دنیا بنشانیم که ما مردانه می‌ایستیم و از ارزش‌هایمان تا پای جان دفاع می‌کنیم؟ پس قدر این نعمت را بدانیم و حال که آرامش بر جبهه‌ها حاکم شده است، به ارزیابی دستاوردهای معنوی و الهی جنگ بپردازیم و از تجارتمان، توشه راه آینده را برگیریم و گام‌های استوارتری برای رسیدن به اهداف انقلاب که اینک مرحله سازندگی را پیش رو دارد، برداریم. در این رهگذر، باری هرچند گذرا از سرداران و معلمان شهامت و شجاعت اولین گام است.
از حاج همت و خوبی‌هایش بگوییم و از زندگی کوتاه او دس والا زیستن و مردانه مردن را بیاموزیم. حاج همت را همه می‌شناسند. همه عاشق اخلاق پاک و مردانه او بودند. همه عاشق صفا و خلوص او بودند. به همین خاطر وقتی در گرمای میدان نبرد همچون همیشه خودش را به بسیجی‌ها می‌رساند، روحیه رزم در آنان بیشتر می‌شد و امیدشان به پیروزی دوچندان می‌گشت. او هربار که در جمع صمیمی عشاق جهاد ظاهر می‌شد، مثل نگینی درخشان بر دست‌های آنان می‌نشست و صورتش غرق بوسه مجاهدین فی سبیل‌الله می‌شد. اما روزی ترکش کینه‌های دشمن بر قلب پاکاو نشسه و مامن عشق به الله و یاران پاک خدا را از طپش بازداشت.
شهید حاج محمد ابراهیم همت در تاریخ 13/1/34 در شهرضای اصفهان (قمشه) در خانواده‌ای متدین و مستضعف دیده به جهان گشود و از همان ابتدای طفولیت هوش و ذکاوتش زبانزد خانواده بود. وی در سن 6 سالگی تحصیل را آغاز کرد و تا ورود به دانشسرا و اخذ مدرک این مرکز به تحصیل ادامه داد. با شروع انقلاب اسلامی به رهبری امام امت، محمد ابراهیم نیز مبارزه را از مسجد آغاز کرد. گماشت و چهره رسوای ساواک را رسواتر کرد که حکم اعدامش از سوی ناجی معدوم فرماندار نظامی اصفهان صادر شد. اما با پیروزی انقلاب شکوهمندمان، دشمن زخم خورده، فرصت دستگیری محمدابراهیم و اجرای حکم را نیافت. پس از پیروزی انقلاب، با تلاش حاج همت کمیته انقلاب اسلامی شهرها تاسیس شد و به دنبال آن، دفتر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این شهر و با تلاش وی و دوستانش، تاسیس گردید. با آغاز غائله کردستان وی به آنجا شتافت و مسؤولیت روابط عمومی سپاه پاوه را عهده‌دار شد. پس از یک سال خدمت در کردستان به همراه حاج احمد متوسلیان به مکه مشرف و پس از بازگشت، دوباره به کردستان رفت و مدتی بعد، مسؤولیت سپاه پاوه به وی واگذار گردید. در دی ماه سال 60 ازدواج کرد و تا لحظه شهادت صاحب دو فرزند پسر به نام‌های مهدی و مصطفی شد. بالاخره با نشان دادن ارزش‌های متعای خود، فرماندهی لشگر حضرت رسول(ص) را از آغاز عمیات والفجر یک تا خیبر که آخرین عملیات لشگر به فرماندهی حاج همت بود، عهده‌دار شد.
وی عشق فراوانی به سالار شهیدان حسین(ع) در سینه داشت. به طوری که سه بار مخفیانه به کربلای حسینی مشرف شده بود. از خصلت‌های بسیار پسندیده ایشان، مهربانی و عطوفت با نیروهای تحت امرش، مخصوصاً بسیجی‌ها بود وی بارها گفته بود: :بار جنگ به دوش بسیج است و جنگ را بسیجی‌ها ادامه می‌دهند."
علاقه شدید نیروها به وی باعث رشد فکری و عملی آنان شده بود. حاج همت در جریان عملیات خیبر گفته بود: "یا همه اینجا شهید می‌شویم و یا جزیره مجنون را نگه می‌داریم." و سرانجام او که خود به تنهایی "همه" بود، شهید شد و دیگران را در سوگ خود نشاند. یکی از هم‌رزمان شهید همت می‌گفت: در تایخ 22/12/62، نیم ساعت قبل از شهادت حاجی، من با وی صحبت کردم و ایشان جلو آمد تا جریانات را از نزدیک بررسی کند. مقداری از شهرک جزیره، جلوتر آمده بودیم که گلوله توپ یا خمپاره سنگین، نزدیک ایشان اصابت کرد و حاج همت و برادری که همراهش بود، دعوت حق را لبیک گفتند و به لقاء خدا شتافتند.
شهید همت در قسمتی از وصیت‌نامه‌اش می‌گوید: "علی‌وار زیستن و علی‌وار رفتن و حسین‌وار جنگیدن و حسین‌وار رفتن را شعار اصلی قرار دهید. و..." وی خطاب به بسیجیان سفارش کرده است که: "امام را یاری کنید، امام را تنها نگذارید" او از امام چنین می‌گوید "امام مظهر صفا، خلوص و دریایی از معرفت است، فرامین او را مو به مو اجرا کنید تا خداوند از شما راضی باشد".
یاد این سردار دلیر برای همیشه گرامی و خاطره‌اش مستدام باد.
 

مولف:شورای نویسندگان مجله پیام انقلاب

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 5:27  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
شور
ساقى قدح مى بکف و در همه جا بود
حق بود و نظر بود و قدح بود و نوا بود
انوار خدا جلوه گهش سینه ما بود
شب بود و شعف بود و طرب بود و صفا بود
آن هشت بهارى که خدا در دل ما بود
گل بود و چمن بود و فرح بود و بُکا بود
هر شورى و شرارى که به شب در دل ما بود
محصول نظر کردن معشوقه به ما بود
آن آه و فغانى که سحر بر لب ما بود
مستى زشراب رخ زیباى خدا بود
آنکس که زدل بند تعلق نکند باز
هرگز نکند فهم که در جبهه چه ها بود
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 5:23  توسط  حاج علیرضا خمر  | 

یاد یاران

بشنوید از سالهای پیش از این
بشنوید از تیر و از میدان مین
بشنوید از گردش لیل و نهار
بشنوید از کوچ یاران در بهار
باز از خمپاره ها یادی کنید
از تن صد پاره ها یادی کنید
باز از آن لاله ها یادی کنید
از غم آلاله ها یادی کنید
یادکن از ترکش بی سرنوشت
که شهادت بهر یاران می نوشت
یاد کن از عشق و از ایمانشان
یاد کن از عهد و از پیمانشان
از صدای تیر و ترکش یاد کن
از شهید آن شمع عاشق یاد کن
یاد از شبهای روز حمله کن
یاد از صدها شهید زنده کن
یاد آن دوران که در دشت صفا
پیکر بس لاله شد از سر جدا
زیر چرخ تانک صدها پیکر است
پیکر صدها شهید بی سر است
یادی از جانباز و جانبازی کنید
یادی از فصل سر افرازی کنید
رفت در میدان که جانبازی کند
تا که از کارش خدا راضی کند
بین صدا تیر ها دارد ندا
یاد یاران کن تو از بهر خدا
یاد یارانی کز اینجا رفته اند
یاد آنانی که در خون خفته اند
دل بیا از نخلهای سرفراز
خط سرخ عشق را بنمای باز
بازگو کن باز از ایثارشان
لحظه هایی زنده کن کردارشان
بار دیگر اشک چشمم را گرفت
بغض راه حرف و گفتم را گرفت
ای دلیران سوختن بهر چه بود
سوختن، افروختن بهر چه بود
باز پرسم یک سوالی از شما
سوختن، بهر خدا شد، یا که ما
بعدتان ماها چه کاری کرده ایم
مزد ایثار شما کی داده ایم
یادمان رفته زمان جنگ را
یا شهید غرق خون جنگ را
گر شما در زیز تیغ دشمنان
یا نمی بستید ره بر کافران
اَمن و این آرامش از ماها نبود
یاد امیدی بهر هر فردا نبود
باز گویم باز از ایثارتان
باز از رفتار و کردارتان
عشق حق در سینه هاتان می تپید
خون سرخ عشق از دل می چکید
سرفرازی هایتان در زیر تیر
یا نبرد تن به تن مانند شیر
سوختن از ترکش خمپاره ها
شیمیایی گشتن از نیرنگها
دادن دست و سر و اعضای خویش
خوردن از دشمن هزاران زهر و نیش
باز زخم کهنه ام سر باز کرد
حرفها، ناگفته ها آغاز کرد
ای سرافرازان خدا خود حاضر است
اَجر ایثار شما با داور است
رفته اید از این میان و سوختید
درس ایمان را چه خوش آموختید

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 5:20  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
یاد ققنوس

با تو می شد تا ستاره پر کشید
طرحی از شوق کبوترها کشید

با تو می شد عشق را آغاز کرد
در هوای عاشقی پرواز کرد

با تو حتی آسمان آبی تر است
چشمهای قاصدک بی تو، تر است

با تو می شد آب را احساس کرد
باغ را لبریز عطر یاس کرد

با تو حتی عشق، عاشق می شود
یادی از داغ شقایق می شود

با تو شبها، نور باران می شود
شهر ما لبریز عرفان می شود

با تو می شد لاله را باور کنیم
آسمان دیده را ساغر کنیم

بی تو من حس کرده ام ققنوس را
بر دل خود بسته ام ناقوس را

بی تو مرگ خویش را بوکرده ام
با غم تنهاییم، خو کرده ام

با تو می شد بوی باران را شنید!
قطره ای از آب دریا را چشید

ای بهار جاودانی! ای شهید!
ای وجودت آسمانی! ای شهید!

یاد تو، یاد تمام لاله هاست
معنی احساس خوب ژاله هاست

مجید وفایی شاهی
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 5:18  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
تلاطم ارزشها"

"تلاطم ارزشها"
سوی ما درهای رحمت باز بود
هرکجا، در هر زمان اعجاز بود!
آفتاب از جبهه نوری می‌گرفت
عشق هم از جبهه شوری می‌گرفت!
هر زمان، یک لحظه معراج بود
سینه‌ها یک بحر پر امواج بود!
قلبها بهر شهادت می‌تپید
از تمام چشمها، خون می‌چکید!
جمله دلها، حالتی مستانه داشت
عشق دردلهای یاران، خانه داشت!
با ملائک همزبانی داشتیم
بذر ایمان، بذر خون می‌کاشتیم!
بوی عرفان هر کجا پیچیده بود
هر کسی با نفس خود جنگیده بود
چشمها هم عرصه یک راز بود
هر دلی آماده اعجاز بود!
مرگ، خود، بازیچه هر روز بود
سینه‌ها، آتشفشان سوز بود!
قلبها مهر شهادت خورده بود
کربلا دل را ز یاران برده بود!
هر کسی پا را به میدان می‌گذاشت
در سرش فکری به جز رفتن نداشت
دیدگان در هر زمان پرموج بود
خاک هم در جبهه‌ها در اوج بود!
آسمان جبهه هم پرراز بود
جان هر کس در پی پرواز بود!
قلبها با کربلا، دیدار داشت
آسمان بر حق ما اقرار داشت!
خاک از خون، گوئیا گلپوش بود
عقل از این صحنه‌ها مدهوش بود!
ماه در روی شهیدان مات بود
هرکجا یک عرصه آیات بود
چشم ما با نور عادت کرده بود
آفتاب از ما حمایت کرده بود!
در هوای یار، ما پر می‌زدیم
عشق را هر روز، ما، سر می‌زدیم!
آسمان دل، منور گشته بود
جان ما با حق، معطر گشته بود
چشمها را لطف حق تر کرده بود
قلبها را هم کبوتر کرده بود!
جان ما از پرکشیدن باز ماند
روح ما در حسرت پرواز ماند
آی یاران! دردهامان ماندنی است
نامه‌های این شهیدان، خواندنی است!
این شهیدان، آبروبخش جهان
این شهیدان، افتخار هر زمان
باز جان در انحصار سوزهاست
باز دل در حسرت آن روزهاست
آی یاران! سوز آن شبها کجاست؟!
راستی! سربند یازهرا کجاست؟!
مردی از نام شهیدان زنده شد
عشق هم در پیششان شرمنده شد!
یاد باد آن همت والایشان
یاد باد آن رمز یازهرایشان!
این شهیدان خود جهانی دیگرند
این شهیدان سوره‌های کوثرند
گرچه مظلومانه در خون خفته‌اند
رازهای رادمردی گفته‌اند
این شهیدان عقده‌ها وا می‌کنند
این شهیدان، عشق، معنا می‌کنند!
این شهیدان شور و غوغا می‌کنند
این شهیدان، قطره، دریا می‌کنند!
آی آوینی! روایت کن تو باز
از گناه ما شکایت کن تو باز!
از گناه سردی دلهایمان
این گناه ماست یاران وای‌مان!
جان ما، ماند و شمیم یادها
از میان آنهمه فریادها!
نسلهای بعد ما خواهند خواند
سوزهایی در دل اروند ماند!
نسلهای بعد ما خواهند دید
شور عشقی که خمینی آفرید!
ای شهیدان، چشم ما را واکنید
مردگان خاک را احیاء کنید!

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 5:18  توسط  حاج علیرضا خمر  | 

روزهای آتش و انتظار و انفجار، یادمان نرفته است
سینه ها داغدار، نخلهای سربدار، یادمان نرفته است

چکمه های پرزخون، عشق و ترکش جنون، پاتک و تک و نبرد
ورد لب دعایمان یا علی و ذوالفقار، یادمان نرفته است

کفتران عاشق و زخمی و شکسته بال، لا له های بی سرو-
دستهای مانده بر سیمهای خار دار،یادمان نرفته است

صبر و استقامت در خدا خلاصه ها، مردهای بی نشان-
در اسارت و غریب همچو نخل استوار، یادمان نرفته است

حجله حجله عاشقی- در جزایر عطش- فتح سنگر جنون
خیبر و محرم و کربلای پنچ و چار، یادمان نرفته است

حک شده است بر دل و یادمان نمی رود، جای جای شهرمان
مانده خون هر شهید همچو نقش یادگار! یادمان نرفته است!

آزاده کاعباسی
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 5:16  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
 آغاز جنون 

باز هم در دل جنون آغاز شد
زخم میدانهای مین ابراز شد
باز هم مجنون لیلایی شدیم
بعد عمری باز شیدایی شدیم
یاد گلها یاد شبنم ها بخیر
یاد بوذر یاد میثم‌ها بخیر
یاد آن دریادلان ناشکیب
کوی سبقت می‌ربودند از رقیب
آن زمان‌ها عشق میدان دار بود
عشق در دلهایمان سردار بود
رنگ خون، بالاترین رنگ بود
عشق آنجا ناخدای جنگ بود
آی دریا، بوی طوفان می‌دهی
بوی عاشورا و قرآن می‌دهی
باز امشب، دست‌هامان پرنیاز
عشق در سجاده‌هاتان گرم راز
هشت سالی، خون تیمم کرده‌ایم
روی آتش، ما تبسم کرده‌ایم
هشت سالی بود که بوی ترکش داشتیم
معبری مین، بین دلها داشتیم
زخم میدان‌های مین یادش بخیر
کوچ عشاق از زمین یادش بخیر.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 5:13  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
 بوی شهید 
به جای آنکه همه ساله سوی مکه روید
به جاست گر نظری نیز سوی فکه روید
مگر نه ‌آنکه حسین از حجاز بیرون زد
اقامه کرد نمازی که سجده در خون زد
هنوز بوی شهید از هویزه می‌آید
صدای نالة قرآن ز نیزه می آ‌ید
شب شهادتم اسپند و عود برگیرید
زنعش سوخته‌ام بوی دود برگیرید
اگرچه در سفر من عطش فراوان است
چه باک بدرقة راهم آب و قرآن است
فرشتگان عطشم را به آب می‌شویند
غبار نعش مرا با گلاب می‌شویند

 محمدرضا آقاسی 
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 5:12  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
 یاد یاران  

السلام ای خاکریز جبهه‌ها
نام سبز تو عزیز جبهه‌ها
السلام ای آتش خمپاره‌ها
السلام ای جسم پاره پاره‌ها
السلام ای عشق‌بازان صبور
السلام ای خاک گرم بدر و هور
روی خاک لاله‌ها پرپر شدند
بچه‌های کاروان بی‌سر شدند
نام تو پر شور از نام شهید
سبز شد گام تو با گام شهید
آه اینجا خاک تو از یاد رفت
لحظه‌های پاک تو از یاد رفت
ما که غرق زندگانی بوده‌ایم
دور از بحر معانی بوده‌ایم
ما فقط بر سینه و سر می‌زنیم
کاش روزی تا خدا پر می‌زدیم ما کجا آن خاک نورانی کجا
ما کجا آن دشت روحانی کجا
ما کجا و خیمة صحرا کجا
ما کجا و گریة شبها کجا؟
می‌شود تا آسمان‌ها پر کشید
می شود آیا شهادت را خرید؟
می‌شود با هر شقایق راز گفت
بال و پر وا کرد و از پرواز گفت؟
می‌شود آیا دوباره مست شد
بار دیگر بی‌سر و بی‌دست شد
کاش می شد داغ‌ها را یاد کرد
نام سرخ لاله را فریاد کرد
ای خدا این خفته را بیدار کن
لحظه‌ای از عشق برخودار کن
عشق بیدار است پس بیدار شو
با شهیدان خدایی یار شو
آنچه می‌بینید هرگز عشق نیست
حال می‌گویم برایت عشق‌ چیست
عشق یعنی « حاج همت »، « باکری »
عشق یعنی « رستگار » و « باقری »
عشق یعنی « قاسم دهقان » ما
عشق یعنی « مصطفی چمران » ما
عشق یعنی پر زدن با « بردبار »
« مصطفی گلگون » ما شد روی دار
عشق یعنی چون « علمدار » شهید
عشق یعنی مثل « عمار » شهید
عشق یعنی مثل « خوش سیرت‌» شدن
رهسپار وادی غربت شدن
عشق یعنی مثل « طوقانی » شدن
موج ناآرام و طوفانی شدن

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 5:10  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
شهید در لغت، به معنای “ گواه ” است. در اصطلاح، این واژه به فردی اطلاق می‌شود که در راه خدمت به دین و دفاع از آن، جان خود را فدا کرده است. دین مبین اسلام برای شهید، مقام و منزلت والایی قائل است، تا جایی که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: شهید نخستین کسی است که وارد بهشت می‌شود.

شهادت در نظر علی (ع) محبوبی گمشده است که طالبش تا به آن نرسد، آرام نمی‌گیرد؛ از این رو این انسان بزرگ، وقتی خود در محراب نماز زخم شهادت برمی‌دارد، عاشقانه ندای“ فزت و رب الکعبه ” سر می‌دهد.

در نگاه امام علی (ع)، مهمترین انگیزه‌های شهادت‌طلبی عبارتند از: شوق به لقاءالله، بزرگی روح، دل بریدن از دنیای فانی و دل بستن به حقیقت باقی، اجرای حق و احیای اسلام. انسان عاشق شهادت با چنین انگیزه‌هایی، هیچ‌گونه مصلحت‌اندیشی را تاب نیاورده و شجاعانه در برابر ستم و دورویی می‌ایستد.

این دفتر که یکی از دفاتر مجموعه “ از چشم‌انداز امام علی (ع) ” است، شهادت، انگیزه‌های شهادت‌طلبی و نتایج آن را از دیدگاه امام علی (ع) بیان می‌نماید.

واما شهید در لغت به معنای ((حاضر)) ((ناظر)) به معنای ((گواه وگواهی دهنده راستین وامین)) وهمچنین به معنی((نمونه)) و((سرمشق)) ((کسی که همه چشم ها به اوست)) است. شهید قلب تاریخ است.

 همچنان که قلب به رگ های خشک اندان، خون حیات وزندگی می دهد، جامعه ای که رو به مردن می رود، جامعه ای که فرزندانش ایمان خویش به خویش را از دست داده اند و جامعه ای که به مرگ تدریجی گرفتار است، جامعه ای که تسلیم را تمکین کرده است و جامعه ای که احساس مسئوایت رااز یاد برده است و اعتقاد به انسان بودن رادر خود با خته است و تاریخی که از حیات وجنبش وحرکت و زایش باز مانده است،

 ((شهید)) همچون قلبی به اندام های خشک مرده بی رمق این جامعه خون خویش می رساند. وبزرگترین معجزه شهادتش این است که به یک نسل (( ایمان جدید)) به خویشتن را می بخشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 5:7  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
سخنان رهبر

 
شهادت
از خدا می خواهم مبادا بعد از یک عمر زحمت مرگ ما در بستر بیماری باشد و در میدان شهادت نباشد، شهادت. مرگ در راه ارزشهاست …
***
شهادتها انقلاب ما را پابرجا و تضمین کرده است و به همین دلیل ملت ما را آسیب ناپذیر ساخت.
***

شهید
همه انسانها می میرند ولی شهیدان این سرنوشت همگانی را به بهترین وجه سپری کردند ، وقتی قرار است این جان برای انسان نماند چه بهتر در راه خدا این رفتن انجام بگیرد.
***
مهمترین امتیاز شهدای ما نسبت به کسانی که در سایر کشورها در راه آرمانهای خود فداکاری می کنند انتخاب آگاهانه و به دور از احساس است.
***
مظهر قدرت ایران شهدا هستند.
***
هر شهید پرچمی برای استقلال و شرف این ملت است.
***


نقش شهیدان
شهیدان مظهر هدف و تلاش و تداوم هستند.
***
ما در حقیقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبروی و حیثیت را از برکت خون پاک شهدای عزیزمان داریم.
***
خون شهیدان تضمین کننده استقلال ملت و سربلندی اسلام است. نظام جمهوری اسلامی امروز امانت شهیدان است و همه باید بدانند که مبارزه با جمهوری اسلام تمام نشده است.
***
خون شهدای انقلاب اسلامی به هدر نرفته است و آنها بودند که به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی نظیر بوده است.
***
چراغ راه آینده ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست.
***


تکریم شهیدان
وظیفه قدردانی از ایثارگران بویژه شهیدان، فریضه ای عینی و تعینی و همیشگی است.
***
بزرگداشت شهید یعنی اصالت بخشیدن به آن هدفها و تشویق به آن عمل و تقدیس آن ایثار.
***
تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه گران مستکبر سرخم نکنند. یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد.
***
زنده نگهداشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است.
***


جایگاه خانواده شهدا
خانواده شهید در اجتماع یک واژه افتخاز انگیز است.
***
خانواده های شهدا به ملت ایران آبرو و حیثیت دادند.
***
امروز شما خانواده شهدا با دل سرشار از ایمان و خوشنودی از شهادت فرزندانتان ثابت کرده اید که درجامعه ما شهادت، خسارت نیست …
***
شما جوانان عزیز شاهد و فرزندان شهدا یک امتیازی به همه دارید و آن امتیاز این است که یک پیوند خونین با اسلام، با قرآن، با انقلاب بین شما بوجود آمده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 5:1  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
کلام شهدا

به روی سنگ قبرم اسمم را ننویسید‘ میخواهم همچون دهها شهید دیگر گمنام باقی بمانم‘ اگر خواستید فقط این جمله را بنویسید:
" پرکاهی‘ تقدیم به آستانه کبریایی الله "
شهید غلامرضا صفا

در این دفاع مقدس هر دو حالت یعنى چه پیروزى و چه شهادت براى ما افتخارى بس بزرگ است.
شهید شهریار کمندى

چه خوبست از خود گذشتن و به ملکوت پیوستن، چه خوبست از هیچ به همه چیز رسیدن و چه خوبست از فنائى به جاودانه رسیدن و چه زیباست شهادت.
شهید مصطفى ابراهیم آبادى

اکنون که شما این متن را مى خوانید به یقین من "هفت شهر عشق" را زیر پا گذاشته ام و به کوى معشوق رسیده ام، معشوقى که سرانجام به وصالم راضى شد و من در جوارش آرام گرفتم.
شهید محمد على مهماندوست

کلمه وحدت که همیشه پیام مهم رهبر وانقلاب است به آن عمل کنید که تفرقه سلاح منافقین و استعمارگران است.
شهید سید عیسى اعتصامى

نیتها را خالص کنید ویقین بدانید هراندازه که نیتها را پا ک کرده وآنچه درتوان داریم بکارگیریم به همان اندازه نصرت الهی نصیبمان خواهد گشت.
شهید باقر طباطبائى

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 4:58  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
امام در کلام شهدا

خط امام

   کسی می تواند خود را در خط امام معرفی کند که آرمانهای امام امت را در تمام ابعادش قبول داشته باشد.

شهید خسرو مجیدی

 

  رویت بقیه الله

  مردم عزیز ! زیباترین تعبیر از وجود معظم امام را ، شاید آقای مشکینی فرمود که : دیدن رخسار امام ما را به رویت بقیه الله امیدوارتر می کند و شائق تر می سازد . اگر که افضل عبادات انتظار فرج است پس از متدین ترین شما . ماموم ترین شماست به امام خمینی .

شهید خسرو مجیدی

 

  سنگ فرشهای جماران

  من دوست دارم از قلب آن سنگر ها در بیابان ها گرم و سوزان جنوب و از دل سنگرهای سرد و نمناک در کوههای سربه فلک کشیده و برفی غرب تا سنگ فرشهای جماران را بوسه بزنم و بر این بوسه ها افتخار می کنم .

 شهید خسرو مجیدی

 

  آخرین صدا

  آخرین صدایی که از بی سیم برادر شهیدم (حمزه حسن زاده)  شنیده شده است که :  برای امام دعا کنید و این پیام را بر روی سنگ مزارش حک کردند.

شهید خسرو مجیدی

 

  قلب شهید

  پدر و مادر عزیزم ! شما نور چشمان من هستید ولی امام قلب من است  . انسان می تواند بدون چشم زنده باشد ولی نمی تواند بدون قلب زنده بماند. و الان ما هر چه داریم از وجود این مرد بزرگ است و اگر روح سالمی برای ما باشد از وجود امام عزیز است .

شهید خسرو مجیدی

 

  خاک زیر پای امام

   امام جان ! ای کاهش مقداری از خاک زیر نعلین شما را پس از شهادتم بر چهره خونینم بپاشند تا در روز قیامت نزد خدا افتخار نمایم که خاک زیر پای امامم بوده ام .

شهید حسن خاکی

 

 

  نام مقدس خمینی

  اگر بدنم قطعه قطعه شود و قطره قطره خونم بر زمین بریزد نام مقدس خمینی را در آنها خواهید دید که بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد .

شهید مصطفی بخشیان

 

 

  قبل از امام

  آرزویم این است که قبل از امام بمیرم و مرگ امام را نبینم زیرا من طاقت دیدن مرگ رهبر را ندارم.

شهید علی فرهنگیان

 

 

  هدف مقدس

  امروزه ما اطاعت از ولی فقیه را نباید فراموش کنیم که اطاعت از امام اطاعت از خدا و پیامبرش خواهد بود و کفران چنین نعمتی غضب خداوند را در پی خواهد داشت .

شهید محمد صادق ترابی

 

  حقانیت امام

  دست از پیروی خط امام برندارید , مگر نه این است که همین خط بود که من و امثال من , شما و امثال شما را نجات داد و به اوج عظمت رسانید . مگر همین خط امامی ها را امروز قتل عام نمی کنند و مگر غیر از خط امامی ها , کس دیگری را هم به شهادت می رسانند و این خود بهترین دلیل است و حقانیت خط امام را نیز به اثبات می رساند.

شهید اکبر ابراهیمی

 

  انتظار رزمندگان

  انتظار رزمندگان و ندای آخر شهیدان , از امت حزب الله اطاعت کامل از امام  و پشتیبانی از روحانیت در خط امام , نه فقط در شعار بلکه در عمل است .

شهید حسینعلی فرخ روز

 

  اطاعت از ولی فقیه

  ای پدر و ای مادر … در کارهایتان و مشکلات و مصیبتها  بر الله اعتماد کنید که الله اعتماد کنندگان به خود را یاری خواهد کرد . امام یا بعد از او از هر ولی فقیه که صالحین اطاعت می کنند اطاعت کنید که این اطاعت واجب است و اطاعت ولی فقیه اطاعت از رسول خداست و اطاعت از رسول خدا , اطاعت از الله است .

شهید محمود اکبری آلاشتی

 

  پشت سر امام

  پیام این حقیر به عنوان سربازی کوچک از لشکریان آقا اما زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف ) و انقلاب اسلامی به همرزمانم و امت حزب الله این است که دست از رهبری پیامبر گونه امام خمینی بر نداشته و دنباله  رو خط امام باشند که هر گونه انحراف به چپ  و راست و جلو رفتن و عقب ماندن از آن خیانت به اسلام و قرآن است .

شهید عباسعلی کشاورزیان

 

  مثل شهید رجائی

  همیشه سعی کنید در خط ولایت فقیه گام بردارید و مثل شهید رجائی , مقلد حقیقی و واقعی امام باشید و از انحراف به چپ  و راست بپرهیزید.

شهید احمد حجتی

 

  غیر قابل وصف

  به عقیده من اگر آب تمام دریاها  مرکب و صفحات گیتی کاغذ و شاخه های درختان قلم شوند نمی توانند امام خمینی را توصیف کنند و به عقیده من این مرد بزرگ را تنها خداوند منان می تواند توصیف کند و چهارده معصوم .

شهید سیروس مولائی

 

  پروانه وار

  ما به خود می بالیم که پروانه وار بر گرد شمع ولایت فقیه بگردیم و بسوزیم و به این سوختن می نازیم که حیات ما در سوختن ماست  بر محور شمع هدایت و ولایت فقیه.

شهید محمود احمدی

 

  داغ بی تسلی

   داغهای همه تاریخ را ما به یک باره دیدیم , چرا که ما امت آخر الزمانیم و خمینی , این ماه بنی هاشم , میراث دار همه صاحبان عهد بود , در شب یلدای تاریخ ,در عصر دربار عقل و فلک زدگی بشر , در زمانه غربت حق , در عصری که دیگر هیچ پیامبری مبعوث نیم شد و هیچ منذری نمی آمد , خمینی میراث دار همه انبیاء و اسباط ایشان بود و داغ  او بر دل ما , داغ همه اعصار , داغی بی تسلی .

    ما را این گمان نبود هرگز , که بی او بمانیم . آخر او  آیتی بود که (( ثقلین )) را در وجود خود معنا می کرد همه  (( ما ترک رسول الله )) را , و ما می دانستیم که زمین و زمان می گردند تا انسانهایی چون او , هر هزار سال یکی , پای به دنیا بگذارند . آخر آدمهایی چون او , قطب سنگ آسیاب افلاکند, مصداق حدیث لولاکند و غایت الغایات وجود و … حق است اگر با رفتن ایشان , زمین از رفتن بازماند و آسمان نیز خورشید سرد شود و ماه بشکافد و دریاها طغیان کنند و باران خون از آسمان ببارد و مومنین از شدت ماتم , دق مرگ شوند و اگر نبود آن حجت غائب , تو بدان بی تردید که همان می شد . ما را این گمان نبود که بعد از او بمانیم . اما او رفت و زمین و آسمان و ماه و خورشید بر جای ماندند تا مقصود خمینی محقق شود , آنسان که بعد از رحلت آخرین فرستاده خدا نیز دور فلک  بر جای ماند تا حقیقت وجود او در جهان تحقق بخشد . آخر انسانهایی چون او که ((یک فرد )) نیستند , یک (( امت )) اند و یک ((تاریخ)) .

   کوران روز حشر , در اینجا نیز رکورند که :  (( من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره اعمی )) و نمی بینند . آنان از کجا بدانند که کدام امر عظیم واقع است , نه آنگاه که امام آمد و نه امروز که رفته است , اگر نه این ولی خدا برای آنان حجتی می شد تا عظمت حق را و همه صفات خدایی را در وجودش بنگرند و انسان را , همچون خورشیدی که نورش , از ازل  تا به ابد را فرا گرفته است .

   داغهای همه تاریخ را ما به یک باره دیده ایم . یک بار دیگر این رسول اکرم است که از دنیا رفته , یک بار دیگر این حسن است و و حسین است که ما را داغدار کرده اند , یک بار دیگر این مهدی ایت که در حجاب غیبت رفته است , دست ما اگر به نخل بلند وجود او نی رسد , دست خمینی (ره) که می رسید . او آمد تا معنای (( انتظار )) را به این ملت بیاموزد , در آینه وجود خود که اسوه مصادیق منتظران بود و اکنون دیگر دور افلاک را مرادی نیست جز آنکه منتظر مهدی (عج) باشد.

   امام (ره ) به ما آموخت که (( انتظار در مبارزه است  )) و این بزگرترین پیام او بود و پس از او , اگر باز هم امیدی ما را زنده می دارد همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه کنیم . امام (ره) ما را آموخت که (( عرفان را با مبارزه جمع کنیم )) و خود بهترین شاهد بود  بر این مدعا که (( عرفان عین مبارزه است )) و از این پس , دیگر چه داعیه ای می ماند برای آنان که عرفان را به مشابه امری کاملاً  شخصی , بهانه واماندگی خویش می گرفتند؟ او کتاب و سنت را در وجوود خویش تفسیر کرد و مجهولات شریعت و طریقت را با مفتاح مبارک حیات خویش گشود و ما دانستیم که جهاد اصغر شرط لازم جهاد اکبر است و اولیاء  مقرب خدا در تمام طول تاریخ , همواره بر همین شیوه زیسته اند.

  (( دیگر چه داعیه ای می ماند برای آنان که حکم بر ظاهر اشعار عرفانی می راندند و با چشمی ظاهر بین , چهره افیونی خویش را در آینه صافی وجود عرفا می دیدند و حتی این اواخر دیگر افعال و اقوال منصور حلاج را با عقل کج اندیش ماتریالیسم دیالکتیک معنا می کردند و حافظ را شرابخواره ای از سلک خویش می گرفتند؟ 

  آیا ندیدند او را که از این سوی پنجه در پنجه ارباب جور انداخته و از آن سوی ((سجاده به می , رنگین )) داشته بود و (( دلق  مرقع را گرو جامی شراب مرد افکن )) نهاده بود ؟  مگر این مردترین مردان مبارزه و زاهد ترین زهاد زمانه نبود که دم از خال لب و چشم بیمار و می و میخانه و بت و بتکده و رند می آلوده و خرقه پیر خراباتی می زد؟

   امام رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین ماندیم با داغ  جراحتی سخت بر دل و باری سنگین بر دوش . امام رفت . تا بار تکلیف ما بر گرده عقل و اختیارمان  بار شوند و همانسان که سنت لایتغیر خلقت  بوده است , چرخه بلیات , ما را نیز به میدان کشد و آزموده شویم و این آیت ربانی درست درآید که (( و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین ))

    اکنون این ماییم و امانت او . دست بیعت از آستین اخلاص برآریم و در کف فرزند و برادرش و تلمیذ مدرسه اش بگذاریم که اگر بعد از رحلت رسول الله , ظهر حکومت اسلام به غروب  خونین شهادت حسین بن علی و (( شب بی قمر غیبت ))  انجامید , این بار امام در سپید دم آن شب , فرصت یافت تا وثیقه حکومت را به معتمدین خویش بسپارد و این خود نشانه ای است بر این بشارت که این بار خداوند اراده کرده است تا حزب الله و مستضعفین را به امامت و وراثت زمین برساند.

سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 4:56  توسط  حاج علیرضا خمر  | 

باسم رب الشهدا و الصدیقین

حدیث شهادت شنیدنی است، حدیث دیدار است، دیدار دوست. آنها که همیشه در حضور حق اند و آنان که به دیدار یار رفته اند،گوش جانشان با حدیث شهادت اُنسها دارد، حدیث شهادت برای شهیدان شاهد نیست، برای ماندگان عاشق شهادت است تا آنان نیز در وقت نیاز با عشقی آتشین تر به جهاد برخیزند و از پیشروی به سوی دیار یار نهراسند و بر پرواز پروانگان کوی حق اندوهگین نباشند، پرکشیدن بسوی فرشتگان آسمان افسوس و آه ندارد، پوسیدن و با پلیدان زمین زیستن غمبار و حسرت انگیز است.
امید است این چهل دُرّ درخشان که چهل رهنمود گرانبها در موضوع شهادت است، مورد استفاده عاشقان جهاد و شهادت قرار گیرد و این خدمت ناچیز مورد قبول حضرت جلّ و علا قرار بگیرد.
 

1. بالاترین نیکیها

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
فوق کل ذی بر بر حتی یقتل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر.

رسول خدا(ص) می فرماید :
بالاتر از هر کار خیری، خیر و نیکی دیگری است تا آنکه فردی در راه خدا کشته شود، و بالاتر از کشته شدن در راه خدا خیر و نیکی نیست.
وسائل الشیعه، ج11، ص10، حدیث 21


2. برترین مرگها
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اشرف الموت قتل الشهاده

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
شهادت برترین مرگهاست.
بحارالانوار، ج67، ص8، حدیث4

 
3. مرگ برتر
قال امیر المومنین علیه السلام :
ان الموت طالب حثیت لایفوته المقیم و لا یعجزه الهارب ان اکرم الموت القتل.

حضرت علی علیه السلام فرمود :
مرگ، با شتاب و تعقیب کننده است((هممه را دریابد)) نه ماندگان از دست برهند و نه فراریان او را بازدارند، گرامی ترین مرگ، کشته شدن است.
نهج البلاغه، خطبه123

 
4. برترین قتل شهادت است
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
اشرف القتل قتل الشهدآء.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
والاترین قتل، کشته شدن شهیدان است.
نهج الفصاحه، ص668

 
5. هزار ضربه شمشیر به از مرگ در بستر
قال امیر المومنین علیه السلام :
والذی نفس ابن ابی ابیطالب بیده لالف ضربه بالسیف اهون علی من میته علی الفراش.

حضرت علی علیه السلام فرمود :
قسم به کسیکه جان فرزند ابیطالب در دست اوست، هزار ضربه شمشیر بر من آسانتر از مرگ در بستر است.
بحار الانوار، ج97، ص40، حدیث44

 
6.شهادت، نه مرگ در بستر
قال امیر المومنین علیه السلام :
ایها الناس ان الموت لا یفوته المقیم و لایعجزه الهارب لیس عن الموت محیص و من لم یمت یقتل و ان افضل الموت القتل، والذی نفسی بیده لالف ضربه بالسیف اهون علی من میته علی فراش.

حضرت علی علیه السلام فرمود :
ای مردم همانا ایستادگان و فراریان را از مرگ گریزی نیست و هر کس به مرگ طبیعی نمیرد کشته می شود و شهادت بهترین مرگ است و سوگند به خدائی که جانم در دست اوست، هزار ضربه شمشیر آسانتر است بر من از مرگ در بستر.
وسائل الشیعه، ج11، ص8، حدیث12

 
7. شهادت کرامت است
قال السجاد علیه السلام :
القتل لنا عاده و کرامتنا الشهاده.

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمود :
کشته شدن عادت ما و شهادت کرامت ماست.
بحار الانوار، ج45، حدیث118

 
8. شهادت آرزوی اولیاء
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
والذی نفسی بیده ((لولا ان رجالا من المومنین لاتطیب انفسهم)) لوددت انی اقتل فی سبیل الله، ثم احیا ثم اقتل ثم احیا ثم اقتل، ثم احیا ثم اقتل.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
قسم به آنکه جانم به دست اوست((اگر نبود اینکه جمعی از مومنین خوش ندارند)) دوست داشتم که در راه خدا نه یکبار و دوبار، که چندین بار زنده گشته و بار دیگر کشته گردم.
صحیح بخاری، ج4، ص21، باب تمنی الشهاده


9. روزی شهادت
قال امیر المومنین علیه السلام :
من دعائه علیه السلام لمّا عزم علی لقا القوم بصفّین :
اللّهم ربّ السّقف المرفوع … ان اظهرتنا علی عدونا فجنّبنا البغی و سدّدنا للحق و ان اظهرتهم علینا فارزقنا الشَّهاده و اعصمنا الفتنه.

حضرت علی علیه السلام فرمود :
خدایا، ای پروردگار آسمان برافراشته … اگر ما را بر دشمنان پیروز گرداندی، از ستم و تجاوز دورمان دار و بر حق استوارمان گردان و اگر دشمنان بر ما پیروز شدند، شهادت را روزیمان فرما و از فتنه بازمان دار.
نهج البلاغه، خطبه170


 10. فرجام سعادت و شهادت
عن امیر المونین علیه السلام :
و انا اسال الله بسعه رحمته و عظیم قدرته علی اعطاء کل رغبه … ان یختم لی و لک بالّسعاده و الشّهاده.
حضرت علی علیه السلام در پایان عهدنامه خود به مالک اشتر نوشت :

حضرت علی علیه السلام فرمود :
من از خدا به گشایش رحمت و بزرگی قدرتش(بر آنکه هر چه بخواهد عطا می کند) می خواهم که پایان زندگی من و تو را به نیکبختی و شهادت قرار دهد.
نهج البلاغه نامه53

 
11.شهادت در راه خدا
دعا امیر المومنین علیه السلام لهاشم بن عتبه فقال :
اللّهم ارزقه الشّهاده فی سبیلک و المرافقه لنبیّک.

حضرت علی علیه السلام در دعای خود به هاشم بن عتبه فرمودند :
خداوندا، شهادت در راهت را و همراهی با پیامبرت را به او روزی کن.
نهج السّعاده، ج2، ص108


12.همسایگی با شهدا
قال امیر المومنین علیه السلام :
… نسال الله منازل الشهداء و معایشه السّعداء و مرافقه الانبیاء.

حضرت امام علی علیه السلام فرمود :
  از خداوند جایگاه شهیدان و زندگی با سعادتمندان و همراهی با پیامبران را طلب می کنم.
نهج البلاغه، خطبه23


13. عشق به شهادت
قال امیر المومنین علیه السلام :
فو الله انی لعلی الحق. و انی للشّهاده لمحبّ.

حضرت امیر المومنین علیه السلام فرمود :
 پس بخدا قسم من بر حقّم و دوستدار شهادت.
شرح نهج البلاغه، ج6، ص99 و 100

 

14. امید شهادت در جبهه
قال امیر المومنین علیه السلام :
والله لولا رجائی الشّهاده عند لقائی العدوّ لوقد حمّ لی لقاءه لقرّبت رکابی، ثمّ شخصت عنکم فلا اطلبکم ما اختلف جنوب و شمال.

حضرت امام علی علیه السلام فرمود :
به خدا قسم اگر آرزوی شهادت را در پیکار با دشمن نمی داشتم،(که ایکاش زودتر فراهم آید) بر مرکب خود سوار می شدم و از میان شما کوچ می کردم و تا باد شمال و جنوب بوزد(برای همیشه) در جستجوی شما نمی پرداختم.

شرح نهج البلاغه، ج7، ص285، خطبه118

15. در ردیف شهیدان
قال السّجاد علیه السلام :
 حمدا نسعدبه فی السّعداء من اولیائه و نصیربه فی نظم الشّهداء بسیوف اعدائه.

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمود :
سپاس خدای را، سپاسی که بدان در زمره اولیاء نیکبختی قرار گیریم و بواسطه آن در ردیف شهیدان با شمشیر دشمنانش در آئیم.
صحیفه سجّادیه، ج41، دعاء1

16. شهادت طلبی
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
من طلب الشّهاده صادقا اعطیها و لولم تصبه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
هر کس از روی صدق شهادت را طلب کند، خداوند به او ((ثواب)) آن را عطا خواهد کرد، هر چند به شهادت نرسد.
کنز المعال، ج4، ص421، حدیث11210

17. تبریک به شهیدان
قال امیر المومنین علیه السلام :
انّ الله کتب القتل علی قوم و الموت علی آخرین و کلّ آتیه منیّته کما کتب الله له فطوبی للمجاهدین فی سبیل الله و المقتولین فی طاعته.

حضرت امام علی علیه السلام فرمود :
خداوند برای گروهی کشته شدن و برای گروهی دیگر مرگ را مقرّر نموده و هر کدام به اجل معین خود آنسان که او مقدّر کرده است می رسند، پس خوشا بحال مجاهدان راه خدا و کشتگان راه اطاعت او.
نهج السعاده، ج2، ص107
 
18. خون شهید
انّ علیّ ابن الحسین علیه السلام کان یقول : قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
ما من قطره احبّ الی الله عزّوجلّ من قطره دمٍ فی سبیل الله.

امام زین العابدین علیه السلام پیوسته از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود:
هیچ قطره ای در نزد خداوند دوست داشتنی تر از قطره خونی که در راه خدا ریخته می شود نیست.
وسائل الشیعه، ج11، ص8، حدیث11

19. شهید درد جراحت را احساس نمی کند
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
الشّهید لایجد الم القتل الّا کما یجد احدکم مسّ القرصه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
شهید درد کشته شدن را احساس نمی کند، مگر در حدّی که یکی از شما پوست دست خود را بین دو انگشت فشار دهد.
کنز المعال، ج4، ص398، حدیث11103

20. آمرزش گناهان شهید
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
للشّهید سبع خصال من الله اوّل قطره من دمه مغفور له کلّ ذنب.

حضرت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
به شهید هفت امتیاز از طرف خداوند عطا می شود، اولین آنها بخشیدن تمام گناهان اوست بواسطه اولین قطره خونش.
وسائل الشیعه، ج11، ص9، حدیث20
 
21. شهادت، کفّاره گناهان
قال الباقر علیه السلام :
اوّل قطره من دم الشّهید کفّاره لذنوبه الّا الدّین فانّ کفّارته قضاءه.

امام باقر علیه السلام فرمود :
اولین قطره خون شهید کفاره گناهان اوست مگر بدهیها، که کفاره آن ادای آن است.
وسائل الشیعه، ج13، ص85، حدیث5
 
22. موجب آمرزش گناهان
قال الصادق علیه السلام :
من قتل فی سبیل الله، لم یعرّفه الله شیئاً من سیئاته.

امام صادق علیه السلام فرمود :
کسی که در راه خدا کشته شود، خداوند هیچیک از گناهان او را به روی او نمیآورد.
وسائل الشیعه، ج11، ص9، حدیث19
 
23. شهید غسل و کفن ندارد
قال النّبی صلی الله علیه و آله : فی شهداء احد :
زمّلوهم بدمائهم و ثیابهم.

پیامبر اکرم درباره شهدای اُحُد فرمودند :
آنها را با همان خونهایشان و لباس های خودشان دفن کنید.
وسائل الشیعه، ج2، ص701، حدیث11
 
24.دفن با جامه خونین
عن امیر المومنین علیه السلام قال :
لمّا کان یوم بدرٍ، فاُصیب من اصیب من المسلمین، امر رسول الله بدفنهم فی ثیابهم، و ان ینزع عنهم الفراء، و صلیّ علیهم.

حضرت علی علیه السلام فرمود : در روز بدر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نسبت به کسانی که از مسلمانان به شهادت رسیده بودند، دستور داد که آنها را با لباسهایشان دفن کنند، و تنها لباسهای چرمین را از تنشان بیرون آوردند، و سپس بر آنها نماز خواند.
بحار الانوار، ج82، ص6، حدیث 5
 
25. گلگون کفنان
عن اسماعیل بن جابر و زُراره عن ابی جعفر علیه السلام :
قال : قلت له کیف رایت الشّهید یدفن بدمائه؟ قال : نعم فی ثیابه بدمائه و لا یحنّط و لا یغسّل و یدفن کما هو …

از اسماعیل بن جابر و زراره نقل شده است که : از امام صادق سوال کردم، نظر شما در این باره چیست که شهید با بدن خون آلود دفن شود؟ حضرت فرمود : آری شهید بدون غسل و حنوط، در لباس خونین خود همانگونه که هست دفن می شود.
وسائل الشیعه، ج2، ص700، حدیث8

26. شهید سوال قبر ندارد
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
من لقی العدوّ فصبر حتّی یقتل اویغلب لم یفتن فی قبره.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
هر کس رو در روی دشمن قرار گرفت((با دشمن درگیر شد)) و استقامت کرد تا کشته و یا پیروز شد، در قبر مورد آزمایش قرار نمی گیرد((از او سوال نمی شود)).
کنز المعال، ج4، ص313، حدیث10662
 
27.آثار شهادت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
یعطی الشّید ستّ خصال عند اوّل قطره من دمه :
یکفّر عنه کلّ خطیئه ویری مقعده من الجنه و یزوّج من حور العین و یومّن من الفزع الاکبر و من عذاب القبر و یحلّی حلّه الایمان.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
1-با اولین قطره خون او تمام گناهانش بخشیده می شود.
2-جایگاه خود را در بهشت می بیند.
3-از حوریان با او ازدواج می کنند.
4-از وحشت بزرگ روز قیامت در امان می باشد.
5-از عذاب قبر ایمن است.
6-به زیور ایمان آراسته می گردد.
کنز المعال، ج4، ص410، حدیث1152

 28. معافیت از سوال قبر
سُئل النّبی صلی الله علیه و آله :
مابال المومنین یفتنون فی قبورهم الّا الشّید؟ فقال : کفی ببارقه السّیوف علی راسه فتنهً.

از پیامبر اکرم سوال شد :
چگونه است که همه مومنین در قبر مورد سوال و امتحان قرار می گیرند مگر شهید؟
حضرت فرمود : امتحانی که در زیر برق شمشیر داده است، برای او کافی است.
کنز المعال، ج4،ص407، حدیث11138 و ص595، حدیث11741

29. شفاعت شهید
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
یشفع الشّید فی سبعین من اهله.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :
شهید هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت می کند.
کنز المعال، ج4، ص401، حدیث11119

30. مقام شفاعت
عن الصّادق علیه السلام عم ابائه علیه السلام انّ رسول الله قال :
ثلاثه یشفعون الی الله یوم القیامه فیشفّعهم : الانبیاء ثّ العلماء ثمّ الشّهداء.

امام صادق علیه السلام از پدران خود از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل فرمود :
سه گروهند که روز قیامت شفاعت می کنند و شفاعت آنها مورد پذیرش خداوند قرار می گیرد، انبیاء و علما و شهداء.
بحار الانوار، ج97، ص14، حدیث24
 
31. اول کسی که وارد بهشت می شود
عن الرّضاء علیه السلام عم ابائه علیه السلام، قال، قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
افضل الاعمال عند الله ایمان لا شکّ فیه و غزو لاغلول فیه و حجّ مبرور و اوّل من یدخل الجنّه شهید.

امام رضا علیه السلام از پدران خود علیه السلام از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده که آن حضرت فرمود :
برترین اعمال نزد خداوند، ایمانی است که در آن تردیدی نباشد و رزم و پیکاری که در آن خیانت در ((غنیمت)) نباشد و حج مقبول . و اولین کسی که وارد بهشت می شود شهید است.
بحار الانوار، ج66، ص393، حدیث75

32. آرزوی شهید
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
ما من احدٍ یدخل الجنّه یحبّ ان یرجع الی الدّنیا و له ما علی الارض من شییءٍ الّا الشّهید. فانّه یتمنّی ان یرجع الی الدّنیا فیقتل عشر مرّاتٍ لما یری من الکرامه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
از افرادی که وارد بهشت می شوند هیچکس آرزوی بازگشت به دنیا را ندارد گر چه تمام آنچه در زمین است از آنِ وی شود، مگر شهید که او به سبب کرامتی که در شهادت می بیند آرزو می کند به دنیا برگردد و دهها مرتبه در راه خدا کشته شود.
صحیح بخاری، ج4، ص26

33. برترین شهدا
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
افضل الشّداء الّذین یقاتولن فی الصّف الاوّل فلا یلفتون وجوههم حتّی یقتلوا، اولئک یتلبّطون فی الغرف العلی من الجنّه یضحک الیهم ربّک فاذا ضحک ربّک الی عبدٍ فی موطن فلا حساب علیه.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :
برترین شهیدان کسانی هستند که در صف اول((خط مقدم)) پیکار می کنند و روی بر نمی گردانند تا کشته شود، اینها هستند که جایگاه آنان غرفه های عالی بهشت است، و خداوند بر آنها متبسّم است و اگر خداوند بر بنده ای تبسّم کند((خشنود شود)) هیچ حسابی بر او نیست.
کنز المعال، ج4، ص401، حدیث11120
 
34. شهید دریا
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
شهید البحر مثل شهیدی البرّ …
و انّ الله عزّوجلّ وکّل ملک الموت بقبض الارواح الّا شهید البحر فانّه یتولّی قبض ارواحهم.

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمود :
شهید در جنگ دریائی دو برابر شهید در جنگ و جهاد در خشکی اجر دارد و خداوند ملک الموت را برای قبض روح همه افراد مامور ساخته است، مگر شهیدان جنگ دریائی که آنقدر مقام و فضیلت دارند که خداوند، خودش ارواح آنها را قبضه می کند.
سنن ابن ماجه، ج2، ص928، حدیث 2778
 
35. خانواده شهید
قال علی علیه السلام عن قول رسول الله صلی الله علیه و آله :
 و یقول الله عزّوجلّ انا خلیفته فی اهله و من ارضاهم فقد ارضانی و من اسخطهم فقد اسخطنی.

حضرت امیر علیه السلام در ادامه حدیثی مفصّل که در باب مقام شهید از قول رسول خدا بیان داشته اند می فرماید :
خداوند می فرماید من جانشین شهید در خانواده او هستم، هر کس رضایت آنها را جلب کند رضایت مرا جلب کرده و هر کس آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.
 
36. دیگرشهیدان
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
من ارید ماله بغیر حقّ فقاتل فهو شهید.

پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
هر کس مالش مورد سوء قصد قرار گیرد و برای دفاع از آن مبارزه کند و کشته شود شهید است.
کنز المعال، ج4، ص429، حدیث11201
 
37. شهیدان دفاع
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
من قاتل دون نفسه حتّی یقتل فهو شهید و من قتل دون ماله فهو شهید
و من قاتل دون اهله حتّی یقتل فهو شهید و من قتل فی جنب الله فهو شهید.

پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
هر کس برای دفاع از جان و مال اهل و عیال خود پیکار کند و کشته شود شهید است و کسی که در راه قُرب به خدا کشته شود شهید است.
کنز المعال، ج4، ص420، حدیث11236

 
38. دفاع از مال
عن علیّ بن الحسین علیه السلام :
من اعتدی علیه فی صدقه ماله فقاتل فقتل فهو شهید.

امام زین العابدین علیه السلام فرمود :
هر کس به ظلم اموالش مورد تجاوز قرار گیرد و در برابر آن پیکار کند تا کشته شود شهید است.
وسائل الشیعه، ج11، ص93، حدیث11


39. کشته راه خدا
عن ابی عبدالله علیه السلام، قال : قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
من قتل دون عیاله فهو شهید.

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند
هر کس در راه دفاع از بستگان خود کشته شود شهید است.
وسائل الشیعه، ج11، ص91، حدیث5


40. در رکاب امام
عن الرّضا علیه السلام فی کتابه الی المامون :
الجهاد واجب مع امام عادل و من قاتل فقتل دون ماله و رحله و نفسه فهو شهید.

امام رضا علیه السلام در نامه خود به مامون نوشت :
جهاد همراه امام عادل واجب است و هر کس پیکار کند و در راه دفاع از مال و ره توشه و جان خویش کشته شود شهید است.
وسائل الشیعه، ج11، ص35، حدیث10، تحف العقول، ص102

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 4:54  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
پاداش عمل شهید

خداوند در چند مورد به پاداش بزرگ و ضایع نشدن عمل شهید در قرآن اشاره فرموده است. از جمله :

و الذین قتلوا فی سبیل الله فلن یضلَّ اعمالهم سیهدیهم و یصلح بالهم و یدخلهم الجنه عرفها لهم.(1)

یعنی کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را ضایع نگرداند و آنان را به سعادت هدایت کند و امورشان را اصلاح نماید و به بهشتی که قبلاً مقامات آنرا به آنها شناسانده است، واردشان می سازد.

و جالب است که خداوند قبل از این قسمت از آیه می فرماید : ((اگر خدا می خواست، از کفار انتقام می کشید و همه را بدون زحمت جنگ شما، هلاک می کرد،این برای آزمایش خلق نسبت به یکدیگر است. ))(2)
در آیه ای دیگر می فرماید :
و من یقاتل فی سبیل الله فیقتل او یغلب فسوف نوتیه اجراً عظیماً. (3)

یعنی کسی که در راه خدا جهاد کند، و در راه خدا شهید گردد، یا پیروز شود، پاداش بزرگی به او عطا خواهیم کرد.

از آیات ذکر شده چنین برداشت می گردد که خداوند خود ضایع نشدن عمل شهید را تضمین کرده است و اینگونه نیست که اگر به ظاهر در جهاد شکست خورده باشند خون آنها ضایع شده باشد. بلکه در هر حال پیروز می شوند.

در آیه دیگری خداوند پیروزی یا شکست رزمندگان و شهید شدن یا نشدن آنها را یکی از دو نیکی قلمداد می نماید.

قل هل تربصون بنا الا احدی الحسنین و نحن نتربص بکم ان یصیبکم الله… (4)

یعنی بگو آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید. یا به شهادت می رسیم و یا پیروز می شویم. در هر حال خداوند خون شهید را تضمین کرده و آن را هدر نمی داند.

در زمان پیامبر(ص) نیز منافقین می گفتند اگر مومنین نزد ما بودند و به جنگ نمی رفتند، نمی مردند و کشته نمی شدند، و خداوند در جواب آنها فرمود : که این آرزوهای باطل را حسرت دل آنها خواهد کرد و خداست که زنده می کند و یا می میراند در هر وقت که بخواهد.

لو کانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا لیجعل الله ذلک حسره فی قلوبهم والله یحیی و یمیت.(5)

در هر حال خداوند خون شهیدان را پاداشی نیکو که همانا دخول در بهشت است عطا خواهد فرمود.

و یدخلهم الجنه عرفها لهم(6)

و در آن مقام به رحمت الهی نائل و به سوی خدا در بهشت خواهند بود.

لئن متّم او قتلهم لالی الله تحشرون.(7)

در بیان مقام و درجات عالی شهدا و فضیلت شهادت و اجر عمل آنها احادیث فراوانی از ائمه معصومین نقل شده است که این مبحث را با ذکر ترجمه یک حدیث از پیامبر(ص) به پایان می رسانیم.

رسول گرامی اسلام فرمودند :

_نیروهای رزمنده هنگامی که تصمیم به شرکت در جنگ می گیرند، خداوند مصونیت آنها را از آتش تضمین می کند.

_و چون آماده جنگ شوند، فرشتگان به وجود آنها افتخار می کنند.

_هنگامی که با خانواده خود وداع می کنند ماهیها و خانه ها گریه می کنند و از گناهان خود خارج می شوند همانگونه که مار از پوست خود خارج می شود.

_خداوند چهار هزار فرشته را بر او می گمارد تا از جلو و پشت سر او را محافظت نمایند.

_کار نیکی انجام نمی دهد مگر اینکه مضاعف شود.

_در مقابل هر روز او در جبهه ثوابی برابر عبادت هزار مرد عابد … برای او می نویسند.

_چون با دشمن روبرو می شوند قلم همه اهل دنیا از درک ثواب آنها عاجز است.

_و چون به مبارزه با دشمن می ایستند و تیرها را آماده نشانه رفتن به دشمن می کنند و با یکدیگر درآویزند فرشتگان بالهای خود را بر سر آنها می گسترانند و برای پیروزی و ثابت قدمی آنها دعا می کنند.

_هنگام ضرب و زخم همسر بهشتی و نعمتهای الهی بر او فرود می آید.

_مرحبا به روح پاکی که از بدنی پاک و مطهر خارج شد، بشارت باد بر تو کرامتها و نعمتهایی که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده است و بر قلب هیچکسی خطور نکرده است. (8)

-----------------------------------------------------------------------------------------------
1- سوره محمد 6-4

2-سوره محمد 4

3-نساء 74

4-توبه 52

5- العمران 156

6-محمد 4

7-ال عمران 158

8-کشف الا سرار-وعده الاسرار ج2ص 249-248

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 4:49  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
آمرزش گناهان شهید

در قرآن کریم درباره بخشش گناهان شهید چنین آمده است.

(فالذین هاجروا و اخرجوا من دیارهم و اوذوا فی سبیلی و قاتلوا و قتلوا لما کفّرن عنهم سیئاتهم و لادخلنهم جناتٍ تجری من تحتها الانهار ثواباً من عند الله و الله عنده حسن الثواب) (1)

آنان که از وطن خود هجرت کردند و از دیار خود بیرون رانده شدند و در راه خدا رنج کشیدند، جهاد کردند و کشته شدند، همانا بدیهای آنان را می پوشانیم و آنان را به بهشت هایی که از زیر درختان آن نهرهای آب، جاری و روان است، داخل می کنیم و این پاداشی است از جانب خدا و پاداشی که از جانب خدا باشد نیکوست.

در این آیه اشاره شد که خداوند همه بدیهای کشته شدگان در راه خدا را نادیده می گیرد و بعلاوه از جانب خود به آنان نیکوترین پاداش را عطا می کند.
در همین رابطه احادیثی نیز ذکر شده است که به برخی از آنها اشاره می نمائیم.
قال النبی(ص) :
(فاذا ودَّعهم اهلوهم بکت علیهم الحیتان و البیوت، نخرجون من ذنوبهم کما تخرج الحیه من سلخها.)(2)

یعنی چون رزمندگان با اهل و خانواده خود خداحافظی کنند، ماهی ها و خانه ها، بر آنها می گریند و از گناهان خود خارج می شوند، همانگونه که مار، از پوست خود خارج می شود.

در حدیث دیگری که قبلاً ذکر شد و پیامبر شش خصلت را برای شهیدان ذکر نمودند اولین خصلت این بود که : اولین قطره خونی که از شهید بر زمین ریخته می شود گناهانش بخشیده و آمرزیده می گردد. که این لفظ در احادیث دیگری هم تکرار شده است.

امام صادق(ع) نیز در روایتی می فرمایند :
(من قتل فی سبیل الله لم یعرفه الله من سیئاته)(3)
یعنی کسی که در راه خدا به شهادت نائل شود، هیچیک از گناهان و بدیهایش به او ارائه نخواهد شد یعنی از همه آنها چشم پوشی خواهد شد.
ودر تفسیر آیه( ان لا خوف علیهم و لا هم یحزنون)(4)
نیز آورده اند که به شهبدان بشارت می دهند که از گناهان گذشته خونی نداشته باشند. زیرا خداوند گناهانشان را با شهادت پاک می سازد.

و در حدیثی دیگر از پیامبر(ص) سوال شد که چرا شهید مورد آزمایش و سوال واقع نمی شود؟ پیامبر(ص) فرمود زیرا شهید در زیر برق شمشیر آزمایش خود را به پایان رسانده است.

--------------------------------------------------------------------------------------------------
1-ال عمران 195

2-کشف الاسرار -وعده الاسرار ج2 ص347

3-وسایل الشیعه  ج11 ص9

4-ال عمران 170

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 4:49  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
حقیقت شهید

در نظام اسلامی هر فرد مسلمان مسئولیت و رسالت حفظ و اشاعه احکام و ارزشهای اسلامی را بر عهده داشته و با رفتار، گفتار، طرز پوشش، آداب و معاشرت و راهی که انتخاب می نماید باید مروّج و مبلغ مظاهر و معارف اسلامی باشد. لیکن این راه ممکن است از شیوه های مختلفی پیروی نماید و نتایج آن از راههای ممکن عملی گردد.

بدون شک از روزی که کاروان انقلاب اسلامی به قافله سالاری (رهبری) امام راحل((ره)) شکل گرفت، شب پرستان تیره دل که نور انقلاب را تاب نمی آوردند برای خاموشی آن به انواع حیله ها دست یازیدند ولی هر بار بش از پیش به امداد الهی، دست پرتوان یاوران انقلاب، آنان را به عقب نشینی واداشت. در این بین یکی از ویژگیهای بارز و منحصر بفرد انقلاب اسلامی در بعد معنوی و فرهنگی که موجب بالندگی انقلاب و نهضت جهانی اسلام در سراسر دنیا گردید همانا شیوع فرهنگ ایثار و شهادت بود. شهادت موجب اشاعه فرهنگ ناب محمدی (ص) و دفع هشیارانه خطرات از جامعه اسلامی بود. افتخار به شهادت و شکل گیری طبقه ای خاص به نام شهیدان چنان پایه مستحکمی در جامعه پیدا نمود که امروزه به عنوان یکی از ارکان حفظ نظام محسوب می گردد. امید است با عنایات پروردگار هر روز شاهد بالندگی و ثمرات روزافزون آن باشیم.


نگاهی به حقیقت شهادت
شهادت فنا شدن انسان برای نیل به سرچشمه نور و نزدیک شدن به هستی مطلق است. شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زیباترین شکل است. شهادت مرگی از راه کشته شدن است، که شهید آگاهانه و بخاطر هدف مقدس و به تعبیر قرآن ((فی سبیل الله)) انتخاب می کند. یعنی شهید در راهی کشته می شود که هر دو ارزش آگاهانه و فی سبیل الله را داراست و چنین مرگی است که به تعبیر پیامبر((ص)) شریفترین و بالاترین نوع مردن است (اَشرُفُ المُوًتِ قَتْلُ الشَّهادَهِ) و علی(ع) آن را گرامی ترین نوع مردن می داند. (اَکْرُمُ المُوًتِ اَلْقُتْلُ)

شهادت همانا پایان دادن به فروغ درخشان حیات در کمال هشیاری و آزادی است برای رسیدن به هدفی که والاتر از حیات طبیعی است. شهادت پایان دادن به حیات طبیعی برای دفاع از ارزشهای انسانی در جامعه است. شهادت شکافتن کالبد جسمانی برای رسیدن به مقام شهود و حضور الهی است. شهادت رسیدن به مرتفع ترین قله های کمال و انسانیت است. با توجه به تعاریف فوق، کسی که مرگ شهادت را انتخاب می کند ((شهید)) نامیده می شود. شهید در لغت به معنی ((گواه)) است و در اصطلاح به کسی گویند که در مجرای شهادت قرار گرفته و در راه خدا کشته می شود.

تعریف مشترک و جامع برای شهادت این است که : شهادت عبارت است از زندگی در حال هشیاری، و آزادی در راه وصول به هدف عالی تر از زندگی طبیعی بواسطه شهادت. این خصیصه و پدیده ای است که همه شهدا دارای آن می باشند. در مقابل این مرتبه والای شهادت حداقل توصیفی که می توان برای شهادت در نظر گرفت عبارت است از اینکه : شهادت عبارت است از انقلاب درونی ناگهانی همراه با هشیاری و آزادی در پایان دادن به زندگی دنیوی و مادی و رسیدن به حیات طیبه.

شهادت نوعی از مرگ نیست بلکه صفتی از ((حیات معقول)) است. زیرا حیات معمولی که متاسفانه اکثریت انسانها را اداره می کند، همواره خود و ادامه بی پایان خود را می خواهد، لیکن در حیات معقول فرد آن زندگی پاک از آلودگی ها که خود را در یک مجموعه بزرگی به نام جهان هستی در مسیر تکاملی می بیند که پایانش منطقه جاذبه الهی است. شهید با داشتن این حیات خود را موجی از مشیت خداوندی می داند که اگر سر بکشد و در اقیانوس هستی نمودار گردد، رو به هدف اعلا می رود و اگر فرود بیاید و کالبد بشکافد صدای این شکاف عامل تحرک امواج دیگر خواهد بود که آنهم جلوه ای دیگر از مشیت الهی می باشد. لذا شهید همواره زنده است و حیات و ممات او همواره صفتی است برای حیات طیبه و به مصداق آیه شریفه قرآن که می گوید :
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاءُ عند ربهم یرزقون ,(1)
و گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شده اند، مردگانی هستند، بلکه آنان زنده و در بارگاه پروردگارشان بهره مندند.
شهید همواره زنده است و مرگ او در واقع انتقال از حیات جاری در سطح طبیعت به حیات پشت پرده آن می باشد.
و یا در آیه ای دیگر می فرماید : ((و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لاتشعرون)) که در این آیه نیز به زنده بودن شهید اشاره نموده است.
در قرآن مجید، حدود ده آیه به صورت صریح درباره کسانی که در راه خدا کشته شده باشند وجود دارد. از جمله مسائلی که در این آیات به آن اشاره شده است عبارت است از زنده بودن شهید، رزق شهید، آمرزش گناهان شهید، ضایع نشدن عمل شهید، مسرت و خوشحالی شهید، وارد شدن در رحمت الهی و رستگاری شهید. در این نوشتار کوتاه اشاره ای به آنها خواهیم داشت.

---------------------------------------------------------------------------------

1.ال عمران 169

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 4:47  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
رزق و روزی شهید

خداوند در قرآن کریم در سوره آل عمران در آیات 169 تا 171 می فرماید :
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون، فرحین بما آتاهم من فضله و یستبشرون بالذین…
در این آیات خداوند بعد از اینکه می فرماید شهیدان را مرده مپندارید اشاره می کند به اینکه شهیدان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند (عند ربهم یرزقون) که در این قسمت از آیه به ارتزاق شهیدان اشاره شده است. لذا اگر نوعی حیات مجازی برای شهیدان فرض نمائیم با ارتزاق منافات دارد پس باید حیات را حقیقی در نظر گرفت. زیرا ارتزاق از ویژگیهای موجود زنده و حقیقی است و چون خداوند درباره شهیدان گفته است که نزد پروردگارشان، ارتزاق می کنند لذا شهید نمی تواند زنده حقیقی نباشد.

در این آیات، سپس خداوند می فرماید : شهدا به خاطر آنچه که خداوند از فضل خود به آنهاارزانی نموده است خوشحال وشاد مانند ، ودر تفسیر مجمع البیان امده است که این خوشحالی به خاطر نعمتهای بهشتی است که خداوند نصیبشان نموده است .

وبرخی نیز گفته اند این خوشحالی بخاطر رسین آنها به مقام حقیقی ولایت و عبودیت است.

در ادامه آیات آمده است که : شهدا به آن مومنانی که هنوز به آنها نپیوسته اند و بعدا در پی آنها براه آخرت خواهند شتافت مژده و بشارت می دهند که از مردن نترسید واز خوف از دست دادن متاع دنیا غم مخورید . وآنها را به فضل و نعمت خدا بشارت می دهند و اینکه خداوند اجر اهل ایمان را ضایع نمی کند.

بنابراین شهدا به واسطه نعمتهای خدادادی مسرور و خوشحالند و می خواهند این خوشحالی را با دیگران که به آنها ملحق می شوند تکمیل نمایند و مایلند که به آنها بشارت داده شود که ترس و اندوهی به خود راه ندهند .

در تفسیر مجمع البیان برای این موضوع سه دلیل ذکر نموده اند :
1-شهدا از وضع برادران مومن خود که در دنیا نده اند و در راه خدا به جهاد مشغول هستند اظهار سرور می نمایند.

2-قول دوم این است که نامه ای به شهیدان ارائه می شود که در آن اسامی برادران ایمانی آنها ، که به درجه شهادت نایل و به آنها ملحق خواهند شد ، ثبت است و شهیدان با دیدن این اسامی خوشحال خواهند شد.

3-مراد از(( لم یلحقوا بهم)) مومنانی هستند که در فضل ومقام به آنها نرسیده اند ولی بواسطه ایمان مقامی عظیم دارند .
در همین رابطه ها حدیثی از پیامبر (ص) نقل گردیده است که بی مناسبت نیست آن را ذکر نماییم وآن اینکه :
از پیامبر اکرم (ص)نقل شده استکه شهید دارای سه خصلت است :

عند اول قطر من دمه یکفرعنه کل خط ویری مقعده من الجن ، و یزوج من الحور العین ، و یومن من الفزع الاکبر ومن عذاب القبر، ویحلی حلی الایمان
یعنی با ریختن اولین قطره خون شهید همه خطاها وگناهانش بخشیده و نادیده گرفته می شود ودیگر اینکه جایگاه خود را در بهشت می بیند و از همسران بهشتی اختیارمی کند و همچنین از فزع اکبر ( گریه و زاری ) و عذاب قبر در امان است و از لباسهای بهشتی بر او می پوشانند.
این حدیث و امثال آن دال بر جاودانگی و جایگاه رفیع و حیات حقیقی شهیدان دارد.

در حدیث دیگری از پیامبر (ص) نقل شده است که رسول اکرم (ص) در روز احد بالای سر ((مصعب بن عمیر)) ایستاد و رای او دعا کرد و سپس گفت :
انّ رسول الله یشهد انّ هولا شهدا عند الله یوم القیام فاتوهم زوروهم وسلمو علیهم فو الذی نفسی بیده ، لا یسلم علیهم احد الی یوم القیامه ، الاّ ردّوا علیه ، یرزقون من ثار الجن ووتح .(1)
یعنی رسول خدا گواهی می دهد که شهدا شاهدان من نزد خدا در روز قیامت هستند. بیایید و ایشان را زیارت کنید ، بر اینان سلام کنید ، که سوگند به آنکه جانم در دست اوست ، هیچکس نباشد که بر آنها سلام کند الا اینکه جوابش را می دهند . وآنها از میوه های بهشتی وهدایای آن روزی داده می شوند .
این حدیث نیز دلالت بر زنده بودن شهدا دارد و نیز دلالت بر رزق و لزوم زیارت آنان دارد.

در آیه دیگری از قرآن کریم نیز به روزی شهدا اشاره شده است آنجا که می فرماید :
والذین هاجروا فی سبیل الله ثم قتلوا اوماتو لیرزقنّهم اللّه رزقا حسنا وان اللّه لهو خیر الرازقین لیدخلنّهم مدخلا یرضونه. (2)
یعنی آنانکه در راه رضای خدا، از وطن هجرت نمودند و در راه دین خدا کشته شدند و یا مرگشان فرا رسید، البته خداوند، رزق و روزی نیکوئی در بهشت ابد نصیبشان می گرداند که همانا خداوند بهترین روزی دهندگان است. خداوند به آنان در بهشت منزلی عنایت کند که بسیار به آن راضی و خوشنود باشند.

در این آیه پس از اینکه از رزق و روزی شهدا با نام رزق حسن و نیکو یاد می کند جایگاه آنان را در بهشت معرفی و آنرا مقام رضوان و رفیع می داند. حقیقت رزق شهدا در جهان دیگر بر ما پوشیده است لیکن می دانیم که رزق آنها از جانب خداست

----------------------------------------------------------------------------------------------

1-کشف الا سرار  ج1 ص417

2-سوره  حج 59-58

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 4:45  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
حیات شهید

یکی از ویژگیهایی که قرآن شریف برای شهیدان ذکر کرده است، مساله حیات و زنده بودن آنهاست. حال باید بدانیم که منظور قرآن از این حیات چه نوع حیاتی است؟ و مقصود قرآن چیست؟ آیا حیات آنها حیات مادی است؟ یا این حیات مخصوص به روح و روان شهدا است؟ آیا این حیات به جسم شهید هم مربوط می شود یا خیر؟ و دهها سوال دیگر که باید مورد بررسی قرار گیرد و به آنها پاسخ داده شود.

حیات در لغت به معنای ((
زنده بودن)) آمده است. و در اصطلاح از دیدگاههای مختلف تعاریفی از آن ارائه گردیده است.

فلاسفه، عرفا ، فقها، مفسرین، زیست شناسان و هر گروهی از دیدگاه خود تعریفی از حیات ارائه داده اند که ممکن است برای برخی از آنها در قرآن نیز منشا و اصلی نیز پیدا نمائیم لیکن در این مبحث مورد نظر ما نمی باشد. آنچه در این بحث به آن اشاره می نمائیم این است که حیات دارای اقسامی است که در یک تقسیم بندی ابتدائی حیات حقیقی را می توان به حیات مادی یا طبیعی و حیات موجودات غیر مادی تقسیم بندی نمود. موجودات مادی خود به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتند از : حیات نباتی، حیات حیوانی و حیات انسانی و موجودات دارای حیات طبیعی نیز به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتند از : نباتات، حیوانات و انسانها.

در بین انواع حیاتهای نامبرده شده حیات انسانی حیاتی است که کلیه اعمال حیاتی موجود در نباتات و حیوانات را در شکل پیچیده تری دارا می باشد و علاوه بر این انسان دارای جنبه غیر مادی نیز هست. یعنی انسان عقل دارد، انسان مختار است و انسان یک سری گرایشها و خواستهای متعالی دارد که مربوط به بعد روحی اوست.

بطور کلی می توان گفت : انسان در عین اینکه نوعی حیوان است و مشترکات زیادی با سایر جانداران دارد، نسبت به حیوانات یک سلسله امتیازات اساسی دارد. و این امتیازات، او را از سایر حیوانات جدا کرده است. حقیقت این است که سیر تکاملی انسان، از حیوانیت آغاز و به سوی انسانیت کمال می یابد.

حیاتی که در عالم آخرت وجود دارد از نوع حیات مادی نیست و قوانین حیات مادی هم بر آن حاکم نیست. در قرآن کریم به انواع حیات طی آیات مختلفی اشاره شده است.(1)
در مجموع حیات برای موارد مختلفی بکار گرفته شده است. گاهی گیاه، گاهی برای حیوان، گاهی برای انسان و زمانی برای خدا و زمانی برای فرشتگان و زمانی برای زمین و زمانی برای مومن و… بکار رفته است.
اما مراد از حیات شهیدان که خداوند در قرآن فرموده چیست؟
در ذیل آیه 154 سوره بقره تحت عنوان ((
و لا تقتلوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لما یشعرون)) که به زنده بودن شهیدان اشاره کرده و اقوال مختلفی از طرف مفسرین ارائه گردیده است.
برخی گفته اند که منظور این است که شهدا بزودی در قیامت زنده خواهند شد. برخی نیز گفته اند که : کشته شدگان در راه خدا، دارای هدایت و ایمان و دین صحیح هستند، نمرده اند و زنده هستند. برخی دیگر گفته اند : مقصود این است که، چون از شهیدان، نام نیک در این دنیا باقی مانده است زنده می باشند. مفسرین دیگر نیز اقوال دیگری را آورده اند که هر کدام به نوعی بیان کننده حیات شهدا می باشد و همه این اقوال به زنده بودن آرمان و اهداف شهیدان در جامعه اشعار دارند.

--------------------------------------------------------------------------------

 1-جهت اطلاع در این زمینه می توانید به آیات : 17 سوره حدید، 11 سوره ق، 30 سوره انبیاء، 22 سوره فاطر، 39 سوره فصلت، 122 سوره انعام، 24 سوره انفال، 86 سوره بقره، 26 سوره رعد، 7 سوره یونس و سایر آیات مراجعه نمائید

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 4:42  توسط  حاج علیرضا خمر  | 

شهیدان بی سر وبی پاودستند

 

به عشق ساقی از جانـها گذشتند

 

شهیـــدان جان فدا کردند ورفتند

 

تــــوکّل بر خـــــــــــدا کردند ورفتند

 

کجـــــــائید ای محبّـــــا ن ولایت

 

به اســــــــرار الــــــهی کرده عادت

 

کجائید ای رفیــــــــقان صمیمی

 

ابر مــــــردان و یـــــــــــاران قدیمی

 

کجــــائید ای مسلمانان لایــــق

 

به احســــــاسات دنیا گشته فائق

 

کجــــائید ای دلــیران سلحشور

 

درون سینـــــه ها نورٌ علــــــی نور

 

خدایا دل شهیــدان را طلب کرد

 

مرا بی آب وتـاب و جان به لب کرد

 

خدایـــــا دل شده تنگ شهیدان

 

بود لب تشنــــه تر از تشنه کامان

 

عجب گلهــا زفخــــــراباد ما رفت

 

زما رنجیده وسوی خــــــــــدا رفت

چه شـــد ما را رها کردید و رفتید

 

چه شد رو بر خــــدا کردید و رفتید

نمی دانم چه سرّی در شهید است

 

که نامش نا امیــدی را امید است

یقین دارم به آنها در قیــــــــــا مت

 

امیـــــــر المومنین دارد عنـــــایت

دلم دیگر هــــــــوای جبهه ها کرد

مرا از قیـــد این عــــــالم جدا کرد

دلـــــم مجنون شد وزین دار فانی

هوای سنـــــــگر و رزمنده ها کرد

دل بیچاره ام غــــــرق بلــــــا شد

به نفــــــــرین شهیدان مبتلا شد

نمیدانی که در خـــــــاک شلمچه

به فرزنـــدان این ملّت چه ها شد

چنان تـــــــاریک شد مجنون وفکّه

که گوئی کلّ ارضٍ کربــــــــلا شد

چنان خــــون ریخت از تنها وسرها

که دریاهای خون محــو شما شد

تمــــــــــام کشور از داغ شهیدان

چو فـــــــخراباد ما ماتم سرا شد

الا یـــــــــــاران شب جمعه بیائید

مزار پـــــــــــــــاکشان جارو نمائید

فضائی را که محبوب الهی است

به حمد وسو ره ای خوشبو نمائید

جوانان رسم همــدردی کجا رفت

هیــــــــاهوی جوانمردی کجا رفت

جـــــــــــــوانان وطن دقّت نمائید

به جا پای شهیــــــــدان پا گذارید

اگر راه شهیــــــــــدان زنده گردد

سیــــاهی ها دگر رخشنده گردد

دلت را حیــــــدری غرق صفا کن

توسّل بر شهیــــــــــدان خدا کن

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 4:26  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
کجایند عاشقان راه عشق

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 20:1  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
 رب الشهدا

نمی دانم چرا اینقدر سعادت از ما کم شده

خود و خدای خود میدانیم که با خود چه کرده ایم که اینگونه شدیم.

حدود سه ماه است که مطلب ندادیم. البته بی ارتباط با نظرات دوستان نبودیم.

ممنونیم و شرمنده از لطف دوستان. دعا کنید تا دیگر این بی سعادتی قسمت ما نشود.

 

فدای لب تشنه ات ای پسر فاطمه(س).

 

نمي دانم چقدر رازگردان حنظله مي داني؟! سيصد نفر در يكي از كانال ها محاصره شدند و اكثراً با آتش مستقيم دشمن يا تشنگي مفرط به شهادت رسيدند.در آن موقعيت، عراقي ها مدام با بلندگو از نيرو ها مي خواستند كه تسليم شوند وبچه ها در جواب با آخرين رمق خود ، فرياد تكبير سر مي دادند.

گرچه فكه از لحاظ نظامي، پيروزي زیادی به خود نديد. اما قصه مقاومت رزمنده ها در شرايط بسيار سخت جنگي وتشنگي مفرط، كربلايي ديگر را براي اين مملكت رقم زد. در يادداشت هاي باقيمانده از يكي از شهيدان گردان حنظله آمده است:

«امروز روز پنجم است كه در محاصره هستيم.آب را جيره بندي كرده ايم .نان را جيره بندي كرده ايم.عطش همه را هلاك كرده.همه را جزئ شهدا،كه حلا كنار هم در انتهاي كانال خوابيده اند.  ديگر شهدا تشنه نيستند.فداي لب تشنه ات پسر فاطمه (س).»

 

 

 

کی گفته آزادی مطلق وجود نداره!!!

 

چه زیباست توکل بر خدا کردن و در میان طوفان ها با اطمینان قلب پرواز نمودن و در عمق گرداب های خطرناک عاشقانه غوطه خوردن و در معرکه حیات و ممات بی پروا به آغوش شهادت رفتن و در قربانگاه عشق همه وجود خود را به  قربانی خدا دادن و از همه چیز خود گذشتن و به آزادی مطلق رسیدن.

                                                  شهید دکتر مصطفی چمران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:27  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
 

 

نباید خوابید!!!

 

اکنون زمان خفتن نیست. باید بیدار بود. مگر چقدر زنده ایم. چقدر فرصت درک این زمان ویژه را داریم. زمان مقدسیست. شکر آن را بجا نیاوریم کفران نعمت کرده ایم.

عده ای قیام امام حسین(ع) را درک کردند ولی همراهی نکردند و یا به مبارزه با فرزند رسول خدا برخواستند.

عده ای نبودند در آن زمان و آزمایش آنان جور دیگر بود. عده ای حسینی و عده ای زینبی و عده ای یزیدی شدند و عده ای نیز حر گونه و عده ای ...

تلاش همه انبیا استقرار یک حکومت بر مبنای اسلام بود. شهادت هر یک از معصومین نیز متاثر از این هدف مقدس و الهی بود.

هم اکنون در این زمان، نتیجه حرکت انبیاء ، جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و فرزندش امام خامنه ای مسئولیت دیگری بر دوش ما گذارده است؛ آیا درک این زمان ارزشش را ندارد که برای حفظ و نگهداری از آن تلاش کنیم. هر کس به قدری قدمی بردارد و تا رساندن این حکومت به دست صاحب اصلی که تا کنون حافظ این نظام مقدس بوده احساس خستگی و نا امیدی نکنیم.

اکنون دولتی بر کار است که ارزشهای زمان امام خمینی را دوباره زنده کرده، قصد دارد حقوق فراموش شده را به دست محرومان برساند، مجاهد و مبارز است در عرصه کار و تلاش، خستگی ناپذیر و انقلابی است در راه پیاده کردن آرمان های اسلام و  انقلاب.

این ها همه شکر می خواهد. شکر گذاری نه به معنای تشکر زبانی از خداوند - هرچند که این هم از وظایف ماست - بلکه تلاش در جهت خنثی نمودن مکر و حیله های دشمن خارجی و فرزندانش در داخل و نیز حرکت در جهت سازندگی و حفظ ارزشهای اسلامی است که می تواند بخشی از شکر گذاری ما باشد.

به امید آنکه این نظام و این دولت به دستان مبارک صاحب اصلی آن، صاحب العصر و الزمان برسد و او از ما راضی و خشنود باشد.

 

والسلام

عاشق گمنام

۴/۳/۸۶

 

 

رمز ماندگار

 

شهیدان قله نشینان سیر کمالند و ستارگان درخشان عالم بشریتند. شهید و شهادت حجت دائمی و راهنمای عمل انسان به سوی سعادت ابدی هستند. فرهنگ شهادت طلبی و ایثار، رمز ماندگاری و شکست ناپذیری وارستگان است.

امروز حفظ و ترویج این فرهنگ، اقدامی انقلابی و ارزشی جاودانه است. سلام و صلوات خداوند و ملائکه  و صالحان بر امام بزرگوار و شهیدان شاهد انقلاب اسلامی که این راه را گشودند و طعم شیرین عند ربهم یرزقون را در کام ملت ما، خصوصاً جوانان این مرز و بوم نشاندند.

تردید ندارم نسل امروز آگاهانه تر، عمیق تر، گسترده تر و البته پایدارتر، پرچم این رسالت بزرگ را در اهتزاز خواهد داشت. و چراغ فروزان اسلام ناب محمدی (ص) را بر افرروخته تر خواهد افروخت. بپا خیزید که اسلام پیروز است و آینده از آن مومنین و صالحین خواهد بود.

 

محمود احمدی نژاد

 

 

 

چفیه!

فریادم را چاه باش

 

به راستی در چفیه چه رازی نهفته است که با عطر و اشک و خون آشناست و هنوز در کنار مرقد امام شهیدان، دستمال اشک مردان بی ادعاست؟

در حسینیه امام ، سینه زده ای؟ چفیه ای که بر شانة قبله قلب هاست ، دیده ای؟

در جمکران، الغوث و الامان ، گفته ای ؟ چفیه ای که راهنمای جست و جو گران مهدی زهرا(ع) است دیده ای؟

در دانشگاه نماز خوانده ای؟ چفیه ای که سجده اهل معناست، دیده ای؟

به بهشت زهرا رفته ای؟ چفیه ای را که در قاب عکسی با قرآن و اسلحه ای همنشین است دیده ای؟

از قطره قطره اشک فرو ریخته بر چفیه ای، فشرده شده لای دندان، حدیث درد خوانده ای؟

چه می خوانی؟ تو هم بخوان!

آه از ترکش تهمت!

فریاد از فراموشی دیروز!

امان از خنجری که از پشت فرود آید و صدا ندارد!

چفیه ...! چفیه! ای شال شب های سرد کردستان ام!

چفیه! ای چتر روز های گرم مهران ام!

چفیه ...! چفیه! ای یادگار یاران و همة آبرویم!

ای آبروی باران و ای ابر آرزویم!

با درد فشار دندان هایم بساز که از درد می سوزم.

فریادم را چاه باش.

مگذار سازِ  های هایِ  من ، قهقهه ساز صف دشمن باشد!

       

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:24  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
 
به یاد دریادلانی که هنوز جسم پاکشان مهمان ملائک خدا در خاکهای تفتیده جبهه هاست
                                          

حاجی مهیاری از آن پیرمردهای با صفا و سر زنده گردان حبیب بن مظاهر لشکر حضرت رسول بود. لهجه اصفهانی اش چاشنی حرفهای بامزه اش بود و لازم نبود بدانی اهل کجاست. کافی بود به پست ناواردی بخورد و طرف از او بپرسد: «حاجی بچه کجایی؟» آن وقت با حاظر جوابی و تندی بگوید: «بچه خودتی فسقلی، با پنجاه شصت سال سنم موگویی بچه؟»

از عملیات برگشته بودیم و جای سالم در لباس هایمان نبود. یا ترکش آستینمان را جر داده بود یا موج انفجار لباسمان را پوکانده بود و یا بر اثر گیر کردن به سیم خاردار و موانع ایذایی دشمن جرواجر شده بود. سلیمانی فرمانده گردانمان از آن ناخن خشک های اسکاتلندی بود! هر چی بهش التماس کردیم تا به مسئول تدارکات بگوید تا لباس درست و حسابی بهمان بدهد، زیر بار نرفت.

- لباس هاتون که چیزی نیست. با یک کوک و سه بار سوزن زدن راست و ریس می شود!

آخر سر دست به دامان حاجی مهیاری شدیم که خودش هم وضعیتی مثل ما داشت. به سرکردگی او رفتیم سراغ فرمانده گردانمان. حاجی اول با شوخی و خنده حرفش را زد. اما وقتی به دل سلیمانی اثر نکرد عصبانی شد و گفت: «ببین، اگه تا پنج دقیقه دیگه به کل بچه ها شلوار، پیراهن ندی آبرو واسه ات نمی گذارم!» سلیمانی همچنان می خندید. حاجی سریع خودکار دست من داد و گفت: یالله پسر، آنی پشت پیراهن من بنویس: حاجی مهیاری از نیروهای گردان حبیب بن مظاهر به فرماندهی مختار سلیمانی.»

من هم نوشتم. یک هو حاجی شلوار زانو جر خورده اش را از پا کند و با یک شورت مامان دوز که تا زانویش بود، ایستاد. همه جا خوردند و بعد زدیم زیر خنده. حاجی گفت: «الان میرم تو لشکر می چرخم و به همه می گویم که من نیروی تو هستم و با همین وضعیت می خواهی مرا بفرستی مرخصی تا پیش سر و همسر آبروم برود و سکه یه پول بشم!» بعد محکم و با اراده راه افتاد. سلیمانی که رنگش پریده بود، افتاد به دست و پا و دوید دست حاجی را گرفت و گفت: «نرو! باشد. می گویم تا به شما لباس بدهند!» حاجی گفت: «نشد. باید به کل گردان لباس نو بدهی. والله می روم. بروم؟» سلیمانی تسلیم شد و ساعتی بعد همه ما نو و نوار شدیم، از تصدق سر حاجی مهیاری...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:17  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
  فرازهايي از سخنان حضرت امام خميني(ره) درباره شهادت و شهيدان

   امام خميني به عنوان معمار تجديد حيات اسلام در عصر حاضر و برافراشته نمودن پرچم اسلام در عرصه هاي مختلف زندگي اجتماعي، نقش به سزايي در احياء ارزش هاي والاي اسلام داشتند. در اين بين يكي از واژه هايي كه توانست نقش حياتي و محوري در سرنوشت اسلام و انقلاب اسلامي ايفا نمايد همانا واژه ايثار و شهادت بود كه اين مفهوم توسط رهبران انقلاب و در راس آنها امام خميني(ره) به خوبي تبيين  گرديد و به بركت همين مفاهيم بود كه ملت ايران توانست در مقابل دشمنان خارجي قد علم نمايد. گستردگي موضوع شهادت و تاثير آن در سرنوشت انقلاب و جامعه به حدي بود كه موجب تشكيل نهادي به نام بنياد شهيد انقلاب اسلامي گرديد تا بتواند ارزش ها و فضيلت هاي جهاد و شهادت را حفظ و در جامعه تعميم و گسترش دهد. به راستي كه اين بنياد در اهداف و اساسنامه خود حفظ فرهنگ شهادت را بر خود فرض دانسته و ماموريت اصلي آن حفظ و ترويج فرهنگ شهادت است. لذا براي تامين و تضمين چنين هدف والايي تنها راه ممكن، نصب العين قرار دادن سخنان بزرگان از جمله حضرت امام راحل(ره) و مقام معظم رهبري در تمام ابعاد و شئون مي باشد. اينك به فرازهايي از اين سخنان اشاره مي نماييم.

  ا رزش شهادت

از شهادت باكي نيست … شهادت ارثي است كه از اولياء ما به ما مي رسد.

شهادت فخر اوليا بوده است و فخر ما.

شهادت عزت ابدي است، حيات ابدي است. آنها از شهادت بترسند و از مردن بترسند كه مردن را تمام مي دانند و انسان را فاني.

شهادت هديه اي است از جانب خداي تبارك و تعالي براي آن كساني كه لايق هستند و دنبال هر شهادتي بايد تصميم ها قوي تر بشود.

ملتي كه شهادت براي او سعادت است پيروز است.

آن كه شهادت را در آغوش، همچون عزيزي مي پذيرد، آن كوردلان نمي توانند با او مقابله كنند.

خط سرخ شهادت خط آل محمد و علي است و اين افتخار از خاندان نبوت و ولايت به ذريه طيبه آن بزرگواران و به پيروان خط آنان به ارث رسيده است.

همين شهادت ها پيروزي را بيمه مي كند، همين شهادت ها است كه دشمن شما را رسوا مي كند در دنيا.

شهادت در راه خدا چيزي نيست كه بتوان آن را با سنجش هاي بشري و انگيزه هاي مادي ارزيابي كرد.

خداوندا اين دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روي مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مكن.

عزيزان من! از فدايي دادن و نثار جان و مال در راه خدا و اسلام و ملت مسلمان نهراسيد كه اين شيوه پيغمبر عظيم الشان و اوصياء و اولياء آنان بوده و خون ما رنگين تر از خون شهداي كربلا نيست.

اين حس جلو آمدن براي اسلام و شهادت بود كه ما را به پيروزي رساند.

شهدا

اميدوارم كه اين شهدا در نامه اي كه اسم شهداي بدر و كربلا نوشته مي شود اسم اين ها نوشته شده باشد.

رحمت سرشار خداوند متعال بر شهداي فضيلت، شهدايي كه با نثار خون خود درخت با بركت اسلام را آبياري نمودند.

مگر شهادت هم نگراني دارد؟ ما دوستانمان كه شهيد شدند در جوار رحمت حق هستند، چرا براي اين ها دل تنگ باشيم؟

چه سعادتمند بودند اين شهيدان كه دِين خود را به اسلام و ملت شريف ايران ادا نموده و به جايگاه مجاهدين و شهداي اسلام شتافتند.

خون سلحشوران كوخ نشين، كاخ هاي ستم را درهم كوبيد.

خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند، خوشا به حال آنان كه در اين قافله نور، جان و سر باختند، خوشا به حال آنهايي كه اين گوهرها را در دامن خود پروراندند. بدا به حال آنهايي كه از كنار اين معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهي ساكت و بي تفاوت و يا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتنند.

رحمت خداوند بر اين مجاهدين عظيم الشان كه شهادتشان پيروزي اسلام را بيمه  مي كند .

  مزا ر شهيد

همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود.

  امام و شهدا

از خداوند مي خواهم مرا در كنار شهداي جنگ تحميلي بپذيرد.

  جايگاه خانواده شهدا

درود خداوند بر خانواده هايي كه با صبر و شكيبايي و مقاومت و با تقديم عزيزان خود به خدا و اسلام، بزرگترين حماسه هاي تاريخ معاصر را ترسيم كرده و مي كنند.

مادران و پدران و فرزندان و همسران اين شهدا ، چون قهرمانان صدر اسلام به شهادت اينان افتخار مي نمايند و چون كوهي در مقابل حوادث ايستاده اند.

كدام تحولي بالاتر از اين كه پدران و مادران و همسران شهيدان ما از فراق عزيزان خود شكوه نمي كنند ولي غبطه و حسرت دوري از قافله شهدا را بر زبان دارند.

خانواده هاي شهدا تا هميشه تاريخ، اين مشعلداران راه اولياء، افتخار روشنايي طريق الي الله را به عهده گرفته اند.

كارنامه نوراني شهادت و جانبازي عزيزان شما گواه صادقي بر كسب بالاترين امتيازات و مدارج تحصيلي معنوي آنان است كه با مُهر رضايت خدا امضا شده است.

  ملت شهيد پرور،ملتي كه خواهران و مادران دليرش افتخار به مرگ جوانان برومندش مي كند كه در صف شهدا هستند، پيروز است.

شما ملت ايران كه با خون خود، با جوان هاي خود، اسلام را بيمه كرديد، دست اجانب را قطع كرديد، شما بر همه ملت ما منت داريد، من از همه شما منت مي كشم، من خادم همه شما هستم.

پيروز است ملتي كه راه خود را كه صراط مستقيم انسانيت است يافته و در راه آن به جهاد مقدس برخاسته است.

ملتي كه براي اقامه عدل اسلامي و اجراي احكام قرآن مجيد و كوتاه كردن دست جنايتكاران ابرقدرت و زيستن با استقلال و آزادي قيام نموده است، خود را براي شهادت و شهيد دادن آماده نموده است و به خود باكي راه نمي دهد كه دست جنايتكار ابرقدرت ها از آستين مشتي جنايتكار حرفه اي بيرون آيد و بهترين فرزندان راستين او را به شهادت رساند.

كساني كه براي هدف و عقيده جهاد مي كنند و از ميهن عزيز خود دفاع مي نمايند از شهادت اين عزيزان هراسي به خود راه نمي دهند.

در هر شهادتي، ملت متعهد به اسلام و كشور مصمم تر و در صحنه حاضرترند … ملت وفادار، شهادت را در راه خداوند با آغوش باز پذيرا هستند.

ملتي كه سالار شهيدان را پيشوا و ايثار و فداكاري را سلاح و شهادت را سبب جاودانگي خود مي داند از چه مي ترسد و با چه كسي جز خدا معامله مي كند؟

  بنياد شهيد

شما كه خدمت به شهيد مي كنيد و بنياد شما كه بنياد شهيد است قدر اين بنياد را بدانيد و قدر اين خدمت را بدانيد … خدمت شما به آنها خدمت به نبي اكرم است،خدمت به انبياست.

ارزش هر خدمتي موافق ارزش آن كسي است كه برايش خدمت مي كنيم.

خدمت در بنياد شهيد در راس خدمت هاست.

وظيفه مردم

اين ملت بزرگ ايران است كه با قامتي استوار بر بام بلند شهادت و ايثار ايستاده است و هر روز نشاط و تحرك و فرياد او براي ادامه راه بيشتر مي شود.

خداوند تعالي به همه ما توفيق تحمل مصائب و توان ادامه راه پرفروغ شهيدان را بيشتر از پيش كرامت فرمايد و توطئه و مكر ستمگران را به خودشان برگرداند. و ملت پركرامتاسلام را در مسير جهاد و شهادت ثابت قدم نگه دارد.

من در ميان شما باشم يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مي كنم كه نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد، نگذاريد پيش كسوتان شهادت و خون، در پيچ و خم زندگي روزمره خود به فراموشي سپرده شوند.

شما اين همه شهيد داديد تا آزادي و استقلال را به دست آوريد و بايد با چنگ و دندان اين آزادي و استقلال را حفظ كنيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:7  توسط  حاج علیرضا خمر  | 

 

          نشانه هاي ظهور

ظهور مدعيان دروغين نبوت در جهان ( اخيرا در روسيه ظهور مسيح )

زنان به هيات مردان درايند و مردان نيز به هيات زنان ( در ايران )

سفر حج براي نام و نشان و تجارت ( در ايران )

بي احترامي به بزرگان خانواده و قوم  ( در ايران )

از بين رفتن كيل – يعني كم فروشي و گران فروشي ( در ايران )

فساد و فحشا در روي زمين ( در تمام جهان )

آمدن زلزله هاي سهمگين و سيل هاي ويرانگر در جهان ( در ايران و جهان )

عفريتگان قدرت در دست گيرند ( خانم كانزاليزا رايس )

بي احترامي به اموات و رفته گان ( در ايران )

فحاشي و بدزباني و غيبت و فحشا ( در ايلام و چند جاي ايران )

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:2  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
 

           شهيد گمنام 

و مپنداريد كساني را كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند بلكه انها زنده اند و در نزد خدايشان روزي مي خورند

  معمولا شهيد در لغت عرب به كسي گفته ميباشد كه ببينده باشد  يعني كسي كه شهادت بدهد و شهدا در روز قيامت شهادت خواهند داد كه به چه گناهي كشته شدند و چرا كشته شدند .

شهيد گمنام كيست : شهيدي بي نام و نشان و بدون اثر اولين شهيد گمنام كي بود ؟ سميه – علي  و فاطمه  - همان كساني كه شبانه بصورت مخفيانه بخاك سپرده شدند .

حضرت علي براي فاطمه سه قبر درست كرد وي را در يكي از آنها دفن نمود تا معلوم نشود در كدام است چرا؟ از ترس دشمنان كه نبش قبر كنند .

شهداي گمنام جنگ تحميلي : چه آنهائيكه در اسارت زير شكنجه كشته شدند و يا در بستر بيماري و بيكسي در اسارت شهيد شدند و جسد آنها را جايي ناشناس دفن كردند.

يا گورهاي دستجمعي از دختران و زنان ايراني در خرمشهر و بستان وهويزه و ... كه هنوز هم بعضي از آنها كشف نشده اند اينجاست كه بايد گفت به چه گناهي كشته شدند .خون هر ايراني مسلمان و شرافتمندي بجوش ميايد كه وقتي ميشنود چگونه حرامزادگان عراقي  حرمت نواميس ما راشكستند و سپس آنها را كشتند و در گورهاي دستجمعي دفن كردند .

صدام به هنگام اغاز حمله به ايران به نيروهاي خود مجوز داده بود كه نواميس ايرانيان بر آنها حلال است .

بماند كه اكنون كه خوار و ذليل شده اند دم از ايران دوستي و تشيع مي زنند.

فرزندان رزمنده ايران براي دادخواهي اين خونهاي بناحق ريخته شده  مانند بلا بر سر متجاوزين فرود مي آمدند .

در اين راه ما كشته ها داديم و برخي از اين كشته ها در زمين دشمن باقي ماندند و هيچ اثري از آنها پيدا نشد .

وزير نفت ايران محمد جواد تندگويان كه بخاطر بعضي خيانتها به اسارت دشمن درآمد  در زير شكنجه جان سپرد و شهيد شد .

 شهيد گمنام يعني فقط يك پلاك و ديگر هيچ – يا يك اثر كوچك مانند يك انگشتر – يك كارت شناسايي و گاهي هم هيچ .

همه آنها مانند داراي خانواده و فاميل  و نام ونشان بودند .

هيچ مي دانيد وقتي عزيزي مفقود شود  تحمل آن هزاران بار از مرگ وي براي خانواده اش سختر است يك انتظار كشنده و بي پايان . برخي خانواده ها هنوز هم چشم انتظار آمدن فرزندانشان هستند .

شهداي ما چشم و چراغ اين ملت هستند چه آن گروه بي نام و نشان و چه آنهايي كه داراي نام و نشان هستند .

آنها بخاطر حفظ امنيت ايران و بقاي وجود كلمه طيبه الله اكبر جان خود را از دست دادند .

يكي از برادران رزمنده را ميشناختم كه ايشان سالها در جبهه هاي جنگ حضور داشته  و بعد از جنگ نيز به مبارزه با عوامل قاچاق پرداخته است وي 2 سال قبل در يك درگيري شهيد شد اين شهيد بزرگوار با اينكه يكي از دلاوران ايران بود اما بصورت گمنام باقي ماند وي جوان بود و داراي 2 دختر كوچك . وقتي كه جسدش را بخاك سپردند من اشك را در ديدگان دو دختربچه معصومش ديدم .

اين دو دختر بچه چشمانشان از ديدار پدر محروم شد . اينها از ما انتظار دارند – اينها مي خواهند ما  ياد  اين شهيد را زنده نگه داريم  . انتظار بزرگي نيست .

هر كس به هر نحوي كه مي تواند بايد ياد اين شهداي گمنام را زنده نگه دارد . يكي با نوشتن . يكي با شعر گفتن و آن يكي با ادامه راه آنها . تا خدائي نخواسته شهدا از ما نااميد نشوند و از ما سوال نكنند كه بعد از ما شما چكار كرديد ؟ راستي اگر از ما اين سوال بشود چه بايد جواب بدهيم ؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 12:59  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
 

امشب شب آرزوهاست،اول ماه رجب،شبی که خدای مهربون گناهانمونو می بخشه،شــک نکــــــــــن.

از خدا بخواه و استغفار کن.

امشب بهترین موقع است برای هم آرزو کنیم.

آرزو میکنم تا ما جوونیم آقامون بیاد.

آرزو میکنم در رکاب آقامون و در راه حق به شهادت برسیم.

آرزو میکنم قسمت همه عاشقان سفر حج و کربلا بشه.

آرزو میکنم همه مریضان شفا بگیرند.

آرزو میکنم امشب همه گناهامون بخشیده بشه.

آرزو میکنم آرزوی همه بر آورده بشه.

آرزومند آرزوهایتان آرزو

با زهرا، تا زهرا، یا زهرا

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 12:49  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
 میخواهد زندگی را از زاویه ای دیگر ببینم.

دوست دارم نگاه هندسی به زندگی داشته باشم و محیط پیرامون خود را با دیدی نو محاسبه کنم.

دلم میخواهد مساحت عمرم را بسنجم و به شخصیتم شکل مناسبی بدهم.

میتوانم زندگی را مربعی فرض کنم که اضلاع ان را ایمان- هدف -امیدو عشق تشکیل داده اند یا مثلثی

که زاویه های ان علم-ایمان و انسانیت باشد.

میتوانم مرکز دایره حیاتم را انتخابهای خوب قرار دهم.

چرا سطحی بیندیشم؟

وقتی دوست دارم به افکار و زندگیم عمق دهم و میتوانم حجم معنویتم را افزون سازم.

من میتوانم از نقطه های خط عمرم خطی مستقیم در جهت خوبی و مهربانی ترسیم کنم.

من دلم میخواهد زندگیم بر قاعده پاکی استوار باشد.به موازات حق پیش بروم و زاویه دیدم باز باشد.

وقتی این قدر توانایی دارم چرا شکل غیر منتظم باشم و از میان خطوط خط های شکسته و منحنی را

برگزینم؟

من میتوانم منشوری باشم شفاف که از هر سو جلوه ای خاص دارد.

منشوری که نور را به راحتی تجزیه میکند و فضا را با رنگهای دلپذیر و جذاب محبت-امید-عشق-

عرفان و... می اراید.

من دوست دارم حساب عمرم را داشته باشم.

من نمیگذارم انچه از چشمه های استعدادم میجوشد و در نهر زمان جاری میشود هدر رود.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 12:46  توسط  حاج علیرضا خمر  | 
 

امام علی (ع):در گفتار خود راستی و صداقت و در کردار خود درستی و خلوص نیت داشته باشید. 

امام علی (ع):کوری چشم بهتر است از کوری دل .

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 11:34  توسط  حاج علیرضا خمر  |